hyssop

[ایالات متحده]/ˈhɪs.əp/
[بریتانیا]/ˈhɪs.əp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی که در داروهای گیاهی و آشپزی استفاده می‌شود؛ نام دیگری برای گیاهی که به عنوان cowbane شناخته می‌شود
Word Forms
جمعhyssops

عبارات و ترکیب‌ها

hyssop tea

چای بابونه

hyssop oil

روغن بابونه

hyssop extract

عصاره بابونه

hyssop benefits

فواید بابونه

hyssop leaves

برگ‌های بابونه

hyssop plant

گیاه بابونه

hyssop flavor

طعم بابونه

hyssop uses

کاربردهای بابونه

hyssop infusion

دم کرده بابونه

hyssop aroma

عطر بابونه

جملات نمونه

hyssop is often used in herbal medicine.

بادرنجبویه اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

many people enjoy the flavor of hyssop in their dishes.

بسیاری از مردم از طعم بادرنجبویه در غذاهای خود لذت می‌برند.

hyssop can be grown in a home garden.

می‌توان بادرنجبویه را در باغ خانگی پرورش داد.

some cultures use hyssop in religious rituals.

برخی از فرهنگ‌ها از بادرنجبویه در آیین‌های مذهبی استفاده می‌کنند.

hyssop tea is known for its soothing properties.

چای بادرنجبویه به دلیل خواص آرام‌بخش آن شناخته شده است.

she added hyssop to her herbal blend.

او بادرنجبویه را به ترکیب گیاهی خود اضافه کرد.

hyssop is often recommended for digestion issues.

بادرنجبویه اغلب برای مشکلات گوارش توصیه می‌شود.

in ancient times, hyssop was used for purification.

در زمان‌های قدیم، از بادرنجبویه برای تطهیر استفاده می‌شد.

hyssop oil can be used in aromatherapy.

می‌توان از روغن بادرنجبویه در آتروماپی استفاده کرد.

farmers often cultivate hyssop for its medicinal benefits.

کشاورزان اغلب بادرنجبویه را به دلیل فواید دارویی آن کشت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید