icefield

[ایالات متحده]/ˈaɪsfiːld/
[بریتانیا]/ˈaɪsfiːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه بزرگ پوشیده از یخ
Word Forms
جمعicefields

عبارات و ترکیب‌ها

icefield exploration

کاوش در یخچال‌ها

icefield trekking

پیاده‌روی در یخچال‌ها

icefield glacier

یخچال‌های میدان یخی

icefield conditions

شرایط میدان یخی

icefield adventure

ماجراجویی در میدان یخی

icefield camping

کمپینگ در میدان یخی

icefield research

تحقیقات در میدان یخی

icefield mapping

نقشه برداری از میدان یخی

icefield ecology

اکولوژی میدان یخی

icefield phenomena

پدیده‌های میدان یخی

جملات نمونه

the explorers trekked across the vast icefield.

کاوشگران در سراسر میدان یخی وسیع پیاده‌روی کردند.

the icefield glistened under the bright sun.

میدان یخی زیر نور خورشید درخشید.

we set up camp at the edge of the icefield.

ما در لبه میدان یخی کمپ زدیم.

wildlife can be scarce on the icefield.

زندگی وحشی ممکن است در میدان یخی کمیاب باشد.

the icefield is a crucial habitat for polar bears.

میدان یخی زیستگاه حیاتی برای خرس‌های قطبی است.

scientists study climate change effects on the icefield.

دانشمندان اثرات تغییرات آب و هوایی بر روی میدان یخی را مطالعه می‌کنند.

the icefield was formed thousands of years ago.

میدان یخی هزاران سال پیش شکل گرفته بود.

navigation can be difficult on the icefield.

ناوبری در میدان یخی می‌تواند دشوار باشد.

we witnessed breathtaking views from the icefield.

ما مناظر خیره‌کننده را از میدان یخی مشاهده کردیم.

the icefield is constantly shifting and changing.

میدان یخی به طور مداوم در حال جابجایی و تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید