iceman

[ایالات متحده]/ˈaɪs.mən/
[بریتانیا]/ˈaɪs.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خرده‌فروش یخ؛ شخصی که یخ درست می‌کند؛ فروشنده یخ؛ تحویل‌دهنده یخ؛ شخصی که در راه رفتن روی یخ ماهر است
Word Forms
جمعicemen

عبارات و ترکیب‌ها

iceman cometh

ظهور مرد یخی

iceman's touch

لمس مرد یخی

iceman effect

اثر مرد یخی

iceman legacy

میراث مرد یخی

iceman story

داستان مرد یخی

iceman skills

مهارت‌های مرد یخی

iceman legend

افسانه مرد یخی

iceman challenge

چالش مرد یخی

iceman journey

سفر مرد یخی

iceman performance

عملکرد مرد یخی

جملات نمونه

the iceman delivered ice to the town every week.

هر هفته، یَکسان‌کار یَخ را به شهر تحویل می‌داد.

in ancient times, the iceman was essential for preserving food.

در زمان‌های قدیم، یَکسان‌کار برای حفظ غذا ضروری بود.

the iceman used a horse-drawn cart to transport ice blocks.

یَکسان‌کار از یک گاری کشیده شده توسط اسب برای حمل بلوک‌های یَخ استفاده می‌کرد.

children were excited to see the iceman at work.

کودکان از دیدن یَکسان‌کار در حال کار هیجان‌زده بودند.

the iceman's job became less common with the advent of refrigeration.

با ظهور یخچال، شغل یَکسان‌کار کمتر رایج شد.

people relied on the iceman during the hot summer months.

مردم در ماه‌های گرم تابستان به یَکسان‌کار تکیه می‌کردند.

the iceman would chip away at large blocks of ice.

یَکسان‌کار به بلوک‌های بزرگ یَخ ضربه می‌زد.

in the past, the iceman was a vital part of the community.

در گذشته، یَکسان‌کار بخشی حیاتی از جامعه بود.

many stories were told about the iceman's adventures.

داستان‌های زیادی در مورد ماجراهای یَکسان‌کار نقل می‌شد.

the iceman wore heavy clothing to protect against the cold.

یَکسان‌کار لباس‌های سنگین می‌پوشید تا از سرما محافظت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید