icicles

[ایالات متحده]/ˈaɪsɪkəlz/
[بریتانیا]/ˈaɪsɪkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب یخ زده که به شکل باریک آویزان است؛ دانه‌های یخ که از آب چکه‌کننده تشکیل شده و یخ می‌زنند؛ قطعات بلند و نوک‌تیز یخ

عبارات و ترکیب‌ها

hanging icicles

آویزان بودن حنجره‌ها

sharp icicles

حنجره‌های تیز

melting icicles

حنجره‌های در حال آب شدن

long icicles

حنجره‌های بلند

frozen icicles

حنجره‌های یخ‌زده

icicles forming

در حال تشکیل شدن حنجره‌ها

icicles dripping

چکیدن حنجره‌ها

beautiful icicles

حنجره‌های زیبا

icicles hanging

آویزان بودن حنجره‌ها

icicles everywhere

حنجره‌ها همه جا

جملات نمونه

the icicles hung from the roof like shimmering daggers.

نوک‌های یخی از سقف مانند خنجرهای درخشان آویزان بودند.

we watched the icicles melt slowly in the warm sun.

ما شاهد بودیم که نوک‌های یخی به آرامی در آفتاب گرم آب می‌شوند.

be careful not to stand under the icicles.

مراقب باشید زیر نوک‌های یخی نایستید.

the children were excited to see the long icicles.

کودکان از دیدن نوک‌های یخی بلند هیجان‌زده بودند.

icicles can be dangerous if they fall.

اگر نوک‌های یخی بیفتند می‌توانند خطرناک باشند.

she took a picture of the beautiful icicles.

او از نوک‌های یخی زیبا عکس گرفت.

during winter, icicles can form on almost any building.

در طول زمستان، نوک‌های یخی می‌توانند بر روی تقریباً هر ساختمانی تشکیل شوند.

we collected icicles to use for our winter decorations.

ما نوک‌های یخی را جمع‌آوری کردیم تا از آن‌ها برای تزئینات زمستانی خود استفاده کنیم.

icicles glistened in the early morning light.

نوک‌های یخی در نور صبح زود می‌درخشیدند.

the gardener removed the icicles from the plants.

باغبانی نوک‌های یخی را از گیاهان جدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید