The artist's work is known for its iconoclasm, challenging traditional beliefs and norms.
آثار هنرمند به دلیل دیدگاههای غیرمتعارف و به چالش کشیدن باورها و هنجارهای سنتی شناخته شده است.
Her iconoclasm in the fashion industry led to a revolution in design.
دیدگاههای غیرمتعارف او در صنعت مد منجر به یک انقلاب در طراحی شد.
The film director's iconoclasm brought a fresh perspective to storytelling.
دیدگاههای غیرمتعارف کارگردان فیلم، یک دیدگاه جدید به داستانگویی آورد.
The writer's iconoclasm challenged societal norms and sparked important conversations.
دیدگاههای غیرمتعارف نویسنده، هنجارهای جامعه را به چالش کشید و مکالمات مهمی را برانگیخت.
His iconoclasm in politics shook up the established order and brought about change.
دیدگاههای غیرمتعارف او در سیاست، نظم موجود را به هم ریخت و باعث ایجاد تغییر شد.
The musician's iconoclasm in the music industry influenced a whole generation of artists.
دیدگاههای غیرمتعارف نوازنده در صنعت موسیقی، بر نسل کامل هنرمندان تأثیر گذاشت.
The professor's iconoclasm in academia challenged conventional wisdom and inspired students.
دیدگاههای غیرمتعارف استاد در دانشگاه، خرد متعارف را به چالش کشید و دانشجویان را الهام بخشید.
Her iconoclasm in technology led to groundbreaking innovations that changed the industry.
دیدگاههای غیرمتعارف او در فناوری منجر به نوآوریهای پیشگام شد که صنعت را تغییر داد.
The activist's iconoclasm in social justice movements pushed for radical change and equality.
دیدگاههای غیرمتعارف فعال در جنبشهای عدالت اجتماعی، خواستار تغییرات رادیکال و برابری شد.
The philosopher's iconoclasm in philosophy questioned long-held beliefs and sparked intellectual debates.
دیدگاههای غیرمتعارف فیلسوف در فلسفه، باورهای دیرینه را به چالش کشید و بحثهای فکری را برانگیخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید