iconoclasms

[ایالات متحده]/aɪˈkɒnəˌklæzəmz/
[بریتانیا]/aɪˈkɑːnəˌklæzəmz/

ترجمه

n. عمل حمله یا رد قاطع باورها و نهادهای محبوب

عبارات و ترکیب‌ها

cultural iconoclasms

نمادشکنی‌های فرهنگی

artistic iconoclasms

نمادشکنی‌های هنری

religious iconoclasms

نمادشکنی‌های مذهبی

social iconoclasms

نمادشکنی‌های اجتماعی

historical iconoclasms

نمادشکنی‌های تاریخی

political iconoclasms

نمادشکنی‌های سیاسی

philosophical iconoclasms

نمادشکنی‌های فلسفی

intellectual iconoclasms

نمادشکنی‌های فکری

modern iconoclasms

نمادشکنی‌های مدرن

radical iconoclasms

نمادشکنی‌های رادیکال

جملات نمونه

his iconoclasms challenged traditional beliefs.

غزوت‌های او باورهای سنتی را به چالش کشید.

iconoclasms often lead to cultural revolutions.

غزوت‌ها اغلب منجر به انقلاب‌های فرهنگی می‌شوند.

the artist's iconoclasms were evident in his work.

غزوت‌های هنرمند در آثار او آشکار بود.

her iconoclasms sparked a debate among scholars.

غزوت‌های او بحثی را در میان محققان برانگیخت.

iconoclasms can disrupt established norms.

غزوت‌ها می‌توانند هنجارهای تثبیت‌شده را مختل کنند.

he is known for his iconoclasms in the music industry.

او به دلیل غزوت‌هایش در صنعت موسیقی شناخته شده است.

her iconoclasms often provoke strong reactions.

غزوت‌های او اغلب واکنش‌های قوی را برانگیزند.

iconoclasms can be both liberating and controversial.

غزوت‌ها می‌توانند هم رهایی‌بخش و هم بحث‌برانگیز باشند.

his iconoclasms redefined modern art.

غزوت‌های او هنر مدرن را دوباره تعریف کرد.

many historical figures were known for their iconoclasms.

بسیاری از چهره‌های تاریخی به دلیل غزوت‌هایشان شناخته می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید