ideality

[ایالات متحده]/aɪˈdɪəlɪti/
[بریتانیا]/aɪˈdɪəlɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت ایده آل بودن؛ یک وضعیت ایده آل یا کامل؛ چیزی که فقط در تخیل وجود دارد
Word Forms

جملات نمونه

her ideality often inspires others to pursue their dreams.

ایده‌آلی او اغلب دیگران را به دنبال کردن رویاهایشان الهام می‌بخشد.

we should strive for a balance between reality and ideality.

ما باید برای ایجاد تعادل بین واقعیت و ایده‌آلی تلاش کنیم.

his ideality shaped the vision of the project.

ایده‌آلی او شکل‌دهنده چشم‌انداز پروژه بود.

in philosophy, ideality is often debated.

در فلسفه، ایده‌آلی اغلب مورد بحث قرار می‌گیرد.

the ideality of the situation was hard to achieve.

رسیدن به ایده‌آلی موقعیت دشوار بود.

she expressed her ideality through her artwork.

او ایده‌آلی خود را از طریق آثار هنری خود بیان کرد.

his ideality sometimes clashes with practical solutions.

ایده‌آلی او گاهی اوقات با راه حل‌های عملی در تضاد است.

they discussed the ideality of a perfect society.

آنها در مورد ایده‌آلی یک جامعه کامل بحث کردند.

achieving ideality requires dedication and hard work.

رسیدن به ایده‌آلی نیاز به تعهد و تلاش دارد.

her vision was rooted in a sense of ideality.

چشم‌انداز او ریشه در حسی از ایده‌آلی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید