idolising

[ایالات متحده]/'aidəlaiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به عنوان یک بت پرستش یا تحسین کردن کسی
vi. بت‌ها را پرستش کردن.

جملات نمونه

He will want to protect, please and idolise her.

او خواهد خواست از او محافظت کند، لطفاً و او را قهرمانانه پرستش کند.

Many teenagers idolise their favorite celebrities.

بسیاری از نوجوانان قهرمانان مورد علاقه خود را قهرمانانه پرستش می کنند.

She used to idolise her older sister when she was younger.

وقتی که جوانتر بود، او عادت داشت خواهر بزرگترش را قهرمانانه پرستش کند.

Fans often idolise athletes for their skills and dedication.

هواداران اغلب ورزشکاران را به خاطر مهارت و تعهدشان قهرمانانه پرستش می کنند.

Some people idolise wealth and fame above all else.

برخی افراد ثروت و شهرت را بالاتر از همه چیز قهرمانانه پرستش می کنند.

It's not healthy to idolise someone to the point of losing your own identity.

قهرمانانه پرستش کردن کسی تا حدی که هویت خود را از دست بدهید، سالم نیست.

She tends to idolise perfection, which can be exhausting.

او معمولاً کمال را قهرمانانه پرستش می کند که می تواند خسته کننده باشد.

Children often idolise their parents as superheroes.

کودکان اغلب والدین خود را به عنوان ابرقهرمان قهرمانانه پرستش می کنند.

Some fans idolise their favorite band members to an extreme degree.

برخی از هواداران اعضای گروه مورد علاقه خود را به درجه ای بسیار زیاد قهرمانانه پرستش می کنند.

It's important not to idolise someone without knowing the full picture of who they are.

مهم است که بدون دانستن تصویر کامل از اینکه آنها چه کسانی هستند، کسی را قهرمانانه پرستش نکنید.

She doesn't idolise material possessions and values experiences more.

او دارایی های مادی را قهرمانانه پرستش نمی کند و ارزش بیشتری برای تجربیات قائل است.

نمونه‌های واقعی

He idolised women, who appear as remote superhuman beauties, martyrs even.

او زنان را که به عنوان красаوی‌های مافوق‌انسانی و دوردست، حتی شهدا به نظر می‌رسند، می‌ستود.

منبع: Secrets of Masterpieces

Others discover that the industries they idolise trade on workers' passions to keep pay low.

دیگران کشف می‌کنند که صنایعی که آن‌ها می‌ستودند، برای حفظ دستمزد پایین، از شور و اشتیاق کارگران استفاده می‌کنند.

منبع: Selected English short passages

He's one of those musicians that other musicians idolise because he's gritty and experimental and hard to pin down.

او یکی از آن نوازندگانی است که نوازندگان دیگر او را می‌ستودند زیرا او خشن و تجربی و سخت برای درک است.

منبع: Financial Times Podcast

Our society idolises the independent individual with consumer power and endless choices. Retirement looks like an ebbing tide withdrawing such freedom from reach.

جامعه ما فرد مستقل با قدرت مصرف‌کننده و انتخاب‌های بی‌پایان را می‌ستود. بازنشستگی مانند یک جزر و مدی به نظر می‌رسد که چنین آزادی را از دسترس خارج می‌کند.

منبع: BBC Listening Collection April 2015

It was singular, when she reflected how her mother had idolised her, that now, disappointed in her, she found her merely a nuisance.

این عجیب بود، وقتی او به این فکر کرد که مادرش او را می‌ستود، که اکنون، ناامید از او، او را فقط یک مزاحمت می‌دانست.

منبع: Veil

And of course he had done that first in Argentina, idolised like God himself for salving with his brilliance the loss of the Malvinas and the junta years.

و البته او ابتدا این کار را در آرژانتین انجام داد، مانند خدا مورد ستایش قرار گرفت، به دلیل درخشش او که تلفات مالویناس و سال‌های ژنرال‌ها را التیام بخشید.

منبع: The Economist (Summary)

She had grown up very strangely; first she idolised her father, then she became passionately devoted to her mother, and had grown cold to both of them, especially to her father.

او بسیار عجیب بزرگ شد؛ ابتدا پدرش را می‌ستود، سپس به شدت به مادرش علاقه‌مند شد و نسبت به هر دو سرد شد، به خصوص نسبت به پدرش.

منبع: The Night Before (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید