peaceful idylls
مناظر آرام و رویایی
rural idylls
مناظر روستایی رویایی
idyllic idylls
مناظر رویایی و آرام
idylls of youth
مناظر دوران جوانی
idylls of nature
مناظر طبیعی رویایی
idylls of love
مناظر عاشقانه رویایی
city idylls
مناظر شهری رویایی
idylls of happiness
مناظر شادی و خوشبختی
idylls of childhood
مناظر دوران کودکی
idylls of peace
مناظر صلح و آرامش
many poets write about rural idylls.
بسیاری از شاعران دربارهی مناظر روستایی رویایی مینویسند.
her childhood was filled with idyllic summer idylls.
کودکی او با تابستانهای رویایی پر شده بود.
they dreamed of escaping to an idyllic paradise.
آنها رویای فرار به یک بهشت رویایی را داشتند.
the artist captured the tranquility of pastoral idylls.
هنرمند آرامش مناظر روستایی را به تصویر کشید.
his stories often depict idyllic scenes of nature.
داستانهای او اغلب صحنههای رویایی از طبیعت را به تصویر میکشند.
we spent our vacation in idyllic surroundings.
ما تعطیلات خود را در محیطی رویایی گذراندیم.
she often reminisces about the idyllic days of her youth.
او اغلب به روزهای رویایی جوانی خود دلنگرانی میکند.
they sought out the idyllic lifestyle of the countryside.
آنها به دنبال سبک زندگی رویایی در روستا بودند.
idyllic moments can be found in simple pleasures.
لحظات رویایی را میتوان در لذتهای ساده یافت.
her writing evokes the charm of idyllic landscapes.
نوشتن او جذابیت مناظر رویایی را تداعی میکند.
peaceful idylls
مناظر آرام و رویایی
rural idylls
مناظر روستایی رویایی
idyllic idylls
مناظر رویایی و آرام
idylls of youth
مناظر دوران جوانی
idylls of nature
مناظر طبیعی رویایی
idylls of love
مناظر عاشقانه رویایی
city idylls
مناظر شهری رویایی
idylls of happiness
مناظر شادی و خوشبختی
idylls of childhood
مناظر دوران کودکی
idylls of peace
مناظر صلح و آرامش
many poets write about rural idylls.
بسیاری از شاعران دربارهی مناظر روستایی رویایی مینویسند.
her childhood was filled with idyllic summer idylls.
کودکی او با تابستانهای رویایی پر شده بود.
they dreamed of escaping to an idyllic paradise.
آنها رویای فرار به یک بهشت رویایی را داشتند.
the artist captured the tranquility of pastoral idylls.
هنرمند آرامش مناظر روستایی را به تصویر کشید.
his stories often depict idyllic scenes of nature.
داستانهای او اغلب صحنههای رویایی از طبیعت را به تصویر میکشند.
we spent our vacation in idyllic surroundings.
ما تعطیلات خود را در محیطی رویایی گذراندیم.
she often reminisces about the idyllic days of her youth.
او اغلب به روزهای رویایی جوانی خود دلنگرانی میکند.
they sought out the idyllic lifestyle of the countryside.
آنها به دنبال سبک زندگی رویایی در روستا بودند.
idyllic moments can be found in simple pleasures.
لحظات رویایی را میتوان در لذتهای ساده یافت.
her writing evokes the charm of idyllic landscapes.
نوشتن او جذابیت مناظر رویایی را تداعی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید