igbo

[ایالات متحده]/ˈɪɡbəʊ/
[بریتانیا]/ˈɪɡboʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از اعضای مردمی در جنوب شرقی نیجریه؛ زبان مردم ایگبو.

عبارات و ترکیب‌ها

igbo culture

فرهنگ ایگبو

igbo language

زبان ایگبو

igbo people

مردم ایگبو

igbo tradition

آداب و رسوم ایگبو

igbo music

موسیقی ایگبو

igbo dance

رقص ایگبو

igbo art

هنر ایگبو

igbo identity

هویت ایگبو

igbo history

تاریخ ایگبو

igbo festivals

جشنواره‌های ایگبو

جملات نمونه

the igbo culture is rich in traditions.

فرهنگ ایگبو سرشار از سنت‌های غنی است.

many people speak the igbo language fluently.

بسیاری از مردم به طور روان به زبان ایگبو صحبت می کنند.

igbo cuisine features a variety of delicious dishes.

آشپزی ایگبو دارای انواع غذاهای خوشمزه است.

she wore a beautiful igbo dress to the festival.

او یک لباس ایگبو زیبا به جشنواره پوشید.

igbo people celebrate their harvest festival every year.

مردم ایگبو هر سال جشنواره برداشت محصول خود را جشن می گیرند.

learning about igbo history is fascinating.

آشنایی با تاریخ ایگبو بسیار جالب است.

he is researching igbo art and its significance.

او در حال تحقیق در مورد هنر ایگبو و اهمیت آن است.

igbo proverbs are often used in daily conversation.

ضرب المثل های ایگبو اغلب در مکالمات روزمره استفاده می شوند.

the igbo community is known for its hospitality.

جامعه ایگبو به خاطر مهمان نوازی اش شناخته شده است.

igbo festivals are vibrant and full of life.

جشنواره های ایگبو پر جنب و جوش و پر از زندگی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید