iglu

[ایالات متحده]/ˈɪɡluː/
[بریتانیا]/ˈɪɡlu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خانه کوچک با سقف گرد؛ یک خانه یخ به شکل گنبد که توسط اسکیموها استفاده می‌شود
Word Forms
جمعiglus

عبارات و ترکیب‌ها

build iglu

ساخت ایگلو

iglu house

خانه ایگلو

iglu village

دهکده ایگلو

iglu party

جشن ایگلو

iglu design

طراحی ایگلو

iglu culture

فرهنگ ایگلو

iglu tour

تور ایگلو

iglu experience

تجربه ایگلو

iglu construction

ساختمان ایگلو

iglu ice

یخ ایگلو

جملات نمونه

the children built an iglu in the snow.

کودکان یک ایگلو در برف ساختند.

they took shelter in the iglu during the blizzard.

آنها در طول طوفان برفی در ایگلو پناه گرفتند.

living in an iglu requires special skills.

زندگی در یک ایگلو نیاز به مهارت های ویژه دارد.

the iglu was warm inside despite the freezing temperatures.

با وجود دمای یخی، داخل ایگلو گرم بود.

they learned how to make an iglu from their elders.

آنها یاد گرفتند چگونه ایگلو را از بزرگان خود بسازند.

the iglu served as a temporary home for the explorers.

ایگلو به عنوان یک خانه موقت برای کاوشگران عمل کرد.

inside the iglu, they shared stories and laughter.

در داخل ایگلو، آنها داستان ها و خنده را با هم به اشتراک گذاشتند.

building an iglu is a traditional skill among inuit people.

ساختن ایگلو یک مهارت سنتی در بین مردم اینوئیت است.

they decorated the iglu with colorful flags.

آنها ایگلو را با پرچم های رنگارنگ تزئین کردند.

the iglu was a perfect spot for stargazing.

ایگلو یک مکان عالی برای تماشای ستارگان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید