| جمع | iglus |
build iglu
ساخت ایگلو
iglu house
خانه ایگلو
iglu village
دهکده ایگلو
iglu party
جشن ایگلو
iglu design
طراحی ایگلو
iglu culture
فرهنگ ایگلو
iglu tour
تور ایگلو
iglu experience
تجربه ایگلو
iglu construction
ساختمان ایگلو
iglu ice
یخ ایگلو
the children built an iglu in the snow.
کودکان یک ایگلو در برف ساختند.
they took shelter in the iglu during the blizzard.
آنها در طول طوفان برفی در ایگلو پناه گرفتند.
living in an iglu requires special skills.
زندگی در یک ایگلو نیاز به مهارت های ویژه دارد.
the iglu was warm inside despite the freezing temperatures.
با وجود دمای یخی، داخل ایگلو گرم بود.
they learned how to make an iglu from their elders.
آنها یاد گرفتند چگونه ایگلو را از بزرگان خود بسازند.
the iglu served as a temporary home for the explorers.
ایگلو به عنوان یک خانه موقت برای کاوشگران عمل کرد.
inside the iglu, they shared stories and laughter.
در داخل ایگلو، آنها داستان ها و خنده را با هم به اشتراک گذاشتند.
building an iglu is a traditional skill among inuit people.
ساختن ایگلو یک مهارت سنتی در بین مردم اینوئیت است.
they decorated the iglu with colorful flags.
آنها ایگلو را با پرچم های رنگارنگ تزئین کردند.
the iglu was a perfect spot for stargazing.
ایگلو یک مکان عالی برای تماشای ستارگان بود.
build iglu
ساخت ایگلو
iglu house
خانه ایگلو
iglu village
دهکده ایگلو
iglu party
جشن ایگلو
iglu design
طراحی ایگلو
iglu culture
فرهنگ ایگلو
iglu tour
تور ایگلو
iglu experience
تجربه ایگلو
iglu construction
ساختمان ایگلو
iglu ice
یخ ایگلو
the children built an iglu in the snow.
کودکان یک ایگلو در برف ساختند.
they took shelter in the iglu during the blizzard.
آنها در طول طوفان برفی در ایگلو پناه گرفتند.
living in an iglu requires special skills.
زندگی در یک ایگلو نیاز به مهارت های ویژه دارد.
the iglu was warm inside despite the freezing temperatures.
با وجود دمای یخی، داخل ایگلو گرم بود.
they learned how to make an iglu from their elders.
آنها یاد گرفتند چگونه ایگلو را از بزرگان خود بسازند.
the iglu served as a temporary home for the explorers.
ایگلو به عنوان یک خانه موقت برای کاوشگران عمل کرد.
inside the iglu, they shared stories and laughter.
در داخل ایگلو، آنها داستان ها و خنده را با هم به اشتراک گذاشتند.
building an iglu is a traditional skill among inuit people.
ساختن ایگلو یک مهارت سنتی در بین مردم اینوئیت است.
they decorated the iglu with colorful flags.
آنها ایگلو را با پرچم های رنگارنگ تزئین کردند.
the iglu was a perfect spot for stargazing.
ایگلو یک مکان عالی برای تماشای ستارگان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید