ignitions

[ایالات متحده]/ɪɡˈnɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪɡˈnɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که احتراق را در موتورهای بنزینی ایجاد می‌کنند؛ عمل آتش گرفتن؛ عمل روشن کردن آتش؛ عمل جرقه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

engine ignitions

احتراق موتور

spark ignitions

احتراق جرقه

ignitions systems

سیستم‌های احتراق

multiple ignitions

احتراق‌های متعدد

ignitions timing

زمان‌بندی احتراق

ignitions failure

خرابی احتراق

ignitions switch

کلید احتراق

ignitions coil

سیم پیچ احتراق

ignitions control

کنترل احتراق

ignitions sequence

ترتیب احتراق

جملات نمونه

the ignitions of the engines were carefully tested.

راه‌اندازی موتورها به دقت آزمایش شد.

he specializes in the design of ignitions for racing cars.

او در طراحی سیستم‌های جرقه برای خودروهای مسابقه‌ای تخصص دارد.

we need to check the ignitions before the race starts.

ما باید سیستم‌های جرقه را قبل از شروع مسابقه بررسی کنیم.

modern vehicles often have advanced ignitions.

خودروهای مدرن اغلب دارای سیستم‌های جرقه پیشرفته هستند.

ignitions can fail due to various reasons.

سیستم‌های جرقه ممکن است به دلایل مختلف از کار بیفتند.

the technician repaired the faulty ignitions yesterday.

تکنسین دیروز سیستم‌های جرقه معیوب را تعمیر کرد.

proper maintenance of ignitions is essential for safety.

نگهداری مناسب از سیستم‌های جرقه برای ایمنی ضروری است.

she explained how ignitions work in simple terms.

او توضیح داد که سیستم‌های جرقه چگونه کار می‌کنند به زبان ساده.

he was fascinated by the science behind ignitions.

او مجذوب علم پشت سیستم‌های جرقه شد.

different types of ignitions serve various purposes.

انواع مختلف سیستم‌های جرقه اهداف مختلفی را برآورده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید