ignoblenesses

[ایالات متحده]/ɪɡˈnoʊblnəsɪz/
[بریتانیا]/ɪɡˈnoʊblnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت نداشتن شرافت یا پایین بودن در شخصیت

عبارات و ترکیب‌ها

moral ignoblenesses

بی‌خوقی‌های اخلاقی

social ignoblenesses

بی‌خوقی‌های اجتماعی

personal ignoblenesses

بی‌خوقی‌های شخصی

political ignoblenesses

بی‌خوقی‌های سیاسی

ignoblenesses revealed

بی‌خوقی‌های آشکار شده

expose ignoblenesses

بی‌خوقی‌ها را نشان دهید

recognize ignoblenesses

بی‌خوقی‌ها را تشخیص دهید

ignoblenesses in society

بی‌خوقی‌ها در جامعه

ignoblenesses of character

بی‌خوقی‌های شخصیتی

confront ignoblenesses

با بی‌خوقی‌ها روبرو شوید

جملات نمونه

his ignoblenesses were revealed during the trial.

نژادهای پست او در طول محاکمه آشکار شد.

she could not overlook his ignoblenesses in their friendship.

او نمی‌توانست نژادهای پست او را در دوستی‌شان نادیده بگیرد.

the politician's ignoblenesses caused a public outcry.

نژادهای پست سیاستمدار باعث خشم عمومی شد.

they discussed the ignoblenesses of the past at the meeting.

آنها نژادهای پست گذشته را در جلسه مورد بحث قرار دادند.

his ignoblenesses were a topic of conversation among peers.

نژادهای پست او موضوع گفتگو بین همسالان بود.

we must confront the ignoblenesses in our history.

ما باید با نژادهای پست در تاریخ خود روبرو شویم.

her ignoblenesses were hidden behind a charming facade.

نژادهای پست او پشت یک نمای جذاب پنهان شده بود.

he was ashamed of his ignoblenesses and sought redemption.

او از نژادهای پست خود شرمسنده بود و به دنبال رستگاری بود.

the novel explores the ignoblenesses of human nature.

رمان به بررسی نژادهای پست طبیعت انسان می‌پردازد.

they vowed to expose the ignoblenesses of the organization.

آنها قول دادند نژادهای پست سازمان را افشا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید