avoiding meanness
پرهیز از خشیانه
showed meanness
خشیانه نمایش داد
despite meanness
هر چه خشیانه باشد
full of meanness
پر از خشیانه
meanness prevailed
خشیانه غالب شد
such meanness
چنین خشیانه ای
with meanness
با خشیانه
meanness hurts
خشیانه آسیب میزند
facing meanness
مقابله با خشیانه
beyond meanness
فراتر از خشیانه
the child's meannesses towards his sister were truly heartbreaking.
خودخواهیهای کودک نسبت به خواهرش واقعاً مایوسکننده بود.
we forgave her past meannesses and moved on with our friendship.
ما خودخواهیهای گذشتهاش را بخشیدیم و با دوستیمان پیش رفتیم.
his meannesses stemmed from a place of insecurity and jealousy.
خودخواهیهای او از جایی ناشی میشد که ناامیدی و حسادت وجود داشت.
witnessing such meannesses between siblings is always upsetting.
گاهی دیدن چنین خودخواهیهایی بین خواهر و برادر همیشه ناراحتکننده است.
she apologized for her meannesses and asked for forgiveness.
او برای خودخواهیهایش عذرخواهی کرد و بخشش خواست.
the teacher addressed the student's repeated meannesses in class.
معلم به خودخواهیهای تکراری دانشآموز در کلاس پرداخت.
we need to teach children the consequences of meannesses.
ما باید به کودکان در مورد پیامدهای خودخواهیها آموزش دهیم.
his meannesses escalated into bullying, which is unacceptable.
خودخواهیهای او به تهدید و خشونت تبدیل شد که قابل قبول نیست.
the impact of meannesses can be long-lasting and damaging.
تأثیر خودخواهیها میتواند طولانیمدت و آسیبزای باشد.
we should not tolerate any form of meannesses or cruelty.
ما هیچ گونه خودخواهی یا خشونتی را نباید تحمل کنیم.
despite her kindness, she occasionally displayed moments of meannesses.
با وجود لطف او، او گاهی لحظاتی از خودخواهی نشان میداد.
avoiding meanness
پرهیز از خشیانه
showed meanness
خشیانه نمایش داد
despite meanness
هر چه خشیانه باشد
full of meanness
پر از خشیانه
meanness prevailed
خشیانه غالب شد
such meanness
چنین خشیانه ای
with meanness
با خشیانه
meanness hurts
خشیانه آسیب میزند
facing meanness
مقابله با خشیانه
beyond meanness
فراتر از خشیانه
the child's meannesses towards his sister were truly heartbreaking.
خودخواهیهای کودک نسبت به خواهرش واقعاً مایوسکننده بود.
we forgave her past meannesses and moved on with our friendship.
ما خودخواهیهای گذشتهاش را بخشیدیم و با دوستیمان پیش رفتیم.
his meannesses stemmed from a place of insecurity and jealousy.
خودخواهیهای او از جایی ناشی میشد که ناامیدی و حسادت وجود داشت.
witnessing such meannesses between siblings is always upsetting.
گاهی دیدن چنین خودخواهیهایی بین خواهر و برادر همیشه ناراحتکننده است.
she apologized for her meannesses and asked for forgiveness.
او برای خودخواهیهایش عذرخواهی کرد و بخشش خواست.
the teacher addressed the student's repeated meannesses in class.
معلم به خودخواهیهای تکراری دانشآموز در کلاس پرداخت.
we need to teach children the consequences of meannesses.
ما باید به کودکان در مورد پیامدهای خودخواهیها آموزش دهیم.
his meannesses escalated into bullying, which is unacceptable.
خودخواهیهای او به تهدید و خشونت تبدیل شد که قابل قبول نیست.
the impact of meannesses can be long-lasting and damaging.
تأثیر خودخواهیها میتواند طولانیمدت و آسیبزای باشد.
we should not tolerate any form of meannesses or cruelty.
ما هیچ گونه خودخواهی یا خشونتی را نباید تحمل کنیم.
despite her kindness, she occasionally displayed moments of meannesses.
با وجود لطف او، او گاهی لحظاتی از خودخواهی نشان میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید