ileostomic

[ایالات متحده]/[ˌɪlɪəˈstɒmɪk]/
[بریتانیا]/[ˌɪliəˈstɑːmɪk]/

ترجمه

adj. مربوط به یا دارای ایلئوستومی.

جملات نمونه

the ileostomic patient requires special dietary management.

بیمار با استوما ایلئوستومی نیاز به مدیریت غذایی ویژه دارد.

ileostomic surgery is performed to divert the small intestine.

جراحی ایلئوستومی برای هدایت روده کوچک انجام می‌شود.

proper ileostomic care prevents skin complications.

مراقبت مناسب از ایلئوستوما عوارض پوستی را جلوگیری می‌کند.

an ileostomic bag must be emptied regularly.

کیف ایلئوستومی باید به طور منظم خالی شود.

the ileostomic stoma should be monitored for signs of infection.

استوما ایلئوستومی باید به دنبال علائم عفونت نظارت شود.

patients with ileostomic appliances need adequate hydration.

بیمارانی که دستگاه ایلئوستومی دارند نیاز به هیدراتاسیون کافی دارند.

ileostomic output varies depending on diet and medication.

خروجی ایلئوستومی بستگی به رژیم غذایی و دارو دارد.

the ileostomic nurse provides education on bag changes.

پرستار ایلئوستومی آموزش تغییر کیف را ارائه می‌دهد.

some ileostomic patients experience blockages.

برخی از بیماران ایلئوستومی ممکن است مسدود شوند.

ileostomic patients should avoid certain high-fiber foods.

بیماران ایلئوستومی باید از برخی غذاهای با فیبر بالا پرهیز کنند.

the ileostomic pouch system offers discretion and comfort.

سیستم کیف ایلئوستومی امکان حریم خصوصی و راحتی را فراهم می‌کند.

regular check-ups are essential for ileostomic patients.

برای بیماران ایلئوستومی بازدیدهای منظم ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید