ills

[ایالات متحده]/ɪlz/
[بریتانیا]/ɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشکلات جسمی یا روانی؛ تصاویر یا مثال‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

social ills

آثار اجتماعی

urban ills

مشکلات شهری

economic ills

مشکلات اقتصادی

moral ills

مشکلات اخلاقی

health ills

مشکلات بهداشتی

chronic ills

بیماری‌های مزمن

political ills

مشکلات سیاسی

mental ills

مشکلات روانی

cultural ills

مشکلات فرهنگی

systemic ills

مشکلات سیستمی

جملات نمونه

many people suffer from the ills of modern life.

بسیاری از مردم از بیماری‌های زندگی مدرن رنج می‌برند.

we must address the social ills in our community.

ما باید به مشکلات اجتماعی در جامعه خود رسیدگی کنیم.

education is key to overcoming societal ills.

آموزش کلید غلبه بر مشکلات اجتماعی است.

the government is taking steps to combat these ills.

دولت برای مقابله با این مشکلات در حال اتخاذ اقداماتی است.

awareness can help reduce the ills of addiction.

آگاهی می‌تواند به کاهش مشکلات اعتیاد کمک کند.

health ills can often be prevented with a good diet.

بیماری‌های جسمی اغلب می‌توانند با یک رژیم غذایی سالم پیشگیری شوند.

many ills of society stem from inequality.

بسیاری از مشکلات جامعه از نابرابری نشأت می‌گیرند.

to cure the ills of the world, we need compassion.

برای درمان مشکلات جهان، به همدلی نیاز داریم.

the ills of pollution affect everyone.

مشکلات ناشی از آلودگی بر همه تأثیر می‌گذارد.

understanding the root causes of these ills is essential.

درک علل ریشه‌ای این مشکلات ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید