imax

[ایالات متحده]/ˈaɪmæks/
[بریتانیا]/ˈaɪmæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. حداکثر تصویر (Image Maximum)

عبارات و ترکیب‌ها

imax theatre

Persian_translation

imax movie

Persian_translation

imax experience

Persian_translation

see imax

Persian_translation

imax screen

Persian_translation

جملات نمونه

we saw the new superhero movie in imax.

ما فیلم ابرقهرمان جدید را در IMAX دیدیم.

the imax screen was huge and immersive.

صفحه IMAX بزرگ و فراگیر بود.

imax offers a truly cinematic experience.

IMAX یک تجربه سینمایی واقعی ارائه می‌دهد.

the action scenes in imax were breathtaking.

صحنه‌های اکشن در IMAX نفس‌گیر بودند.

i highly recommend seeing this movie in imax.

من اکیداً توصیه می‌کنم این فیلم را در IMAX ببینید.

the sound quality in the imax theater was amazing.

کیفیت صدا در تئاتر IMAX شگفت‌انگیز بود.

imax technology enhances the visual impact of films.

فناوری IMAX بر تأثیر بصری فیلم‌ها تأثیر می‌گذارد.

the imax experience is definitely worth the extra cost.

تجربه IMAX قطعاً ارزش هزینه اضافی را دارد.

there are several imax theaters in our city.

چند سینمای IMAX در شهر ما وجود دارد.

we booked our tickets for the imax showing in advance.

ما بلیط‌های خود را برای نمایش IMAX از قبل رزرو کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید