imbibes

[ایالات متحده]/ɪmˈbaɪbz/
[بریتانیا]/ɪmˈbaɪbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نوشیدن (مایع)؛ جذب کردن؛ دانش، ایده‌ها یا فرهنگ را دریافت کردن یا جذب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

imbibes knowledge

نوشیدن دانش

imbibes culture

نوشیدن فرهنگ

imbibes ideas

نوشیدن ایده ها

imbibes wisdom

نوشیدن خرد

imbibes energy

نوشیدن انرژی

imbibes experiences

نوشیدن تجربیات

imbibes passion

نوشیدن اشتیاق

imbibes tradition

نوشیدن سنت

imbibes flavors

نوشیدن طعم ها

imbibes joy

نوشیدن شادی

جملات نمونه

he imbibes knowledge from every book he reads.

او دانش را از هر کتابی که می‌خواند، جذب می‌کند.

she imbibes the culture of the countries she visits.

او فرهنگ کشورهایی را که بازدید می‌کند، جذب می‌کند.

the young artist imbibes inspiration from nature.

هنرمند جوان از طبیعت الهام می‌گیرد.

he imbibes the essence of jazz through his music.

او جوهره جاز را از طریق موسیقی خود جذب می‌کند.

she imbibes the flavors of different cuisines.

او طعم‌های غذاهای مختلف را جذب می‌کند.

the child imbibes the lessons taught in school.

کودک درس‌هایی را که در مدرسه آموخته، جذب می‌کند.

he imbibes the wisdom of his elders.

او خرد بزرگانش را جذب می‌کند.

she imbibes the spirit of teamwork during group projects.

او روح کار گروهی را در طول پروژه‌های گروهی جذب می‌کند.

he imbibes the energy of the city while walking around.

او انرژی شهر را در حالی که در آنجا قدم می‌زند، جذب می‌کند.

she imbibes the joy of life through her travels.

او شادی زندگی را از طریق سفر خود جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید