he refuses help
او از کمک امتناع میکند
she refuses assistance
او از کمک امتناع میکند
they refuse advice
آنها از مشورت امتناع میکنند
john refuses treatment
جان از درمان امتناع میکند
company refuses support
شرکت از حمایت امتناع میکند
he refuses permission
او از اجازه امتناع میکند
manager refuses request
مدیر از درخواست امتناع میکند
child refuses food
کودک از غذا امتناع میکند
the student refuses to participate in the group project.
دانشجو از شرکت در پروژه گروهی امتناع میکند.
she refuses to accept defeat.
او از پذیرش شکست امتناع میکند.
he refuses to follow the rules.
او از پیروی از قوانین امتناع میکند.
the company refuses to disclose its financial information.
شرکت از افشای اطلاعات مالی خود امتناع میکند.
they refuse to compromise on their principles.
آنها از مصالحه در مورد اصول خود امتناع میکنند.
the dog refuses to leave its owner’s side.
سگ از ترک کنار صاحبش امتناع میکند.
she refuses to answer any more questions.
او از پاسخ دادن به هیچ سوال دیگری امتناع میکند.
he refuses to eat vegetables.
او از خوردن سبزیجات امتناع میکند.
the manager refuses to approve the budget.
مدیر از تایید بودجه امتناع میکند.
they refuse to acknowledge the problem.
آنها از پذیرش مشکل امتناع میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید