refuses

[ایالات متحده]/rɪˈfjuːzɪz/
[بریتانیا]/rɪˈfjuːzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن ناپسندی برای پذیرش یا انجام چیزی؛ امتناع از ارائه آنچه لازم است

عبارات و ترکیب‌ها

he refuses help

او از کمک امتناع می‌کند

she refuses assistance

او از کمک امتناع می‌کند

they refuse advice

آنها از مشورت امتناع می‌کنند

john refuses treatment

جان از درمان امتناع می‌کند

company refuses support

شرکت از حمایت امتناع می‌کند

he refuses permission

او از اجازه امتناع می‌کند

manager refuses request

مدیر از درخواست امتناع می‌کند

child refuses food

کودک از غذا امتناع می‌کند

جملات نمونه

the student refuses to participate in the group project.

دانشجو از شرکت در پروژه گروهی امتناع می‌کند.

she refuses to accept defeat.

او از پذیرش شکست امتناع می‌کند.

he refuses to follow the rules.

او از پیروی از قوانین امتناع می‌کند.

the company refuses to disclose its financial information.

شرکت از افشای اطلاعات مالی خود امتناع می‌کند.

they refuse to compromise on their principles.

آنها از مصالحه در مورد اصول خود امتناع می‌کنند.

the dog refuses to leave its owner’s side.

سگ از ترک کنار صاحبش امتناع می‌کند.

she refuses to answer any more questions.

او از پاسخ دادن به هیچ سوال دیگری امتناع می‌کند.

he refuses to eat vegetables.

او از خوردن سبزیجات امتناع می‌کند.

the manager refuses to approve the budget.

مدیر از تایید بودجه امتناع می‌کند.

they refuse to acknowledge the problem.

آنها از پذیرش مشکل امتناع می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید