immobilises

[ایالات متحده]/i'məubilaiz/
[بریتانیا]/ɪˈmobɪˌlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قادر به حرکت یا عمل کردن را نکنید؛ از حرکت یا گردش جلوگیری کنید.

عبارات و ترکیب‌ها

immobilise a vehicle

غیرفعال کردن یک وسیله نقلیه

جملات نمونه

immobilise a vehicle

غیرفعال کردن یک وسیله نقلیه

Researchers say the idea is to replace explosives in small hand grenades with a certain variety of red chilli to immobilise people without killingthem.

محققان می‌گویند ایده جایگزینی مواد منفجره در نارنجک‌های دستی کوچک با یک نوع خاص فلفل قرمز برای بی‌حرکت کردن افراد بدون کشتن آنها است.

In the men's 90kg final,Russian volnykh sealed the quickest win of the tournament,taking just 20 seconds to topple and immobilise his opponent.

در فینال وزن ۹۰ کیلوگرم مردان، ولنیخ روسی سریع‌ترین پیروزی تورنمنت را کسب کرد و تنها ۲۰ ثانیه طول کشید تا حریف خود را سرنگون و بی‌حرکت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید