immunisation

[ایالات متحده]/ˌimju:nai'zeiʃən/
[بریتانیا]/ˌɪmjʊnəˈzeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ایمن‌سازی از طریق فعالیت‌های واکسیناسیون.
Word Forms

جملات نمونه

Health workers spread the word about the benefits of immunisation.

کارگران بهداشتی در مورد مزایای واکسیناسیون اطلاع‌رسانی کردند.

The disease was stopped in its tracks by immunisation programmes.

بیماری توسط برنامه‌های واکسیناسیون متوقف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید