immunizer role
نقش واکسنده
immunizer program
برنامه واکسنده
be an immunizer
شدن واکسنده
immunizer training
آموزش واکسنده
immunizer status
وضعیت واکسنده
immunizer team
تیم واکسنده
immunizer support
پشتیبانی واکسنده
immunizer network
شبکه واکسنده
immunizer initiative
میانگین واکسنده
the immunizer administered the vaccine with precision.
تزریق کننده با دقت واکسن را تزریق کرد.
regular visits to the immunizer are crucial for children's health.
بازدیدهای منظم از تزریق کننده برای سلامتی کودکان حیاتی است.
she works as an immunizer at the local clinic.
او در کلینیک محلی به عنوان تزریق کننده کار می کند.
the immunizer carefully documented the patient's vaccination history.
تزریق کننده با دقت سابقه واکسیناسیون بیمار را ثبت کرد.
training programs prepare individuals to become skilled immunizers.
برنامه های آموزشی افراد را برای شدن به تزریق کنندگان ماهر آماده می کنند.
the immunizer explained the potential side effects of the shot.
تزریق کننده عوارض احتمالی تزریق را توضیح داد.
a dedicated immunizer ensures proper vaccine storage and handling.
یک تزریق کننده وفادار ذخیره سازی و مدیریت مناسب واکسن را تضمین می کند.
the immunizer provided clear instructions on post-vaccination care.
تزریق کننده دستورالعمل های واضحی در مورد مراقبت پس از واکسیناسیون ارائه کرد.
volunteers often assist the immunizer during mass vaccination events.
مهمانان اغلب در حین رویدادهای واکسیناسیون جمعی به تزریق کننده کمک می کنند.
the immunizer's role is vital in preventing the spread of disease.
نقش تزریق کننده در جلوگیری از پخش بیماری حیاتی است.
the immunizer used a new, child-friendly needle.
تزریق کننده از یک سرنی راحت برای کودکان استفاده کرد.
immunizer role
نقش واکسنده
immunizer program
برنامه واکسنده
be an immunizer
شدن واکسنده
immunizer training
آموزش واکسنده
immunizer status
وضعیت واکسنده
immunizer team
تیم واکسنده
immunizer support
پشتیبانی واکسنده
immunizer network
شبکه واکسنده
immunizer initiative
میانگین واکسنده
the immunizer administered the vaccine with precision.
تزریق کننده با دقت واکسن را تزریق کرد.
regular visits to the immunizer are crucial for children's health.
بازدیدهای منظم از تزریق کننده برای سلامتی کودکان حیاتی است.
she works as an immunizer at the local clinic.
او در کلینیک محلی به عنوان تزریق کننده کار می کند.
the immunizer carefully documented the patient's vaccination history.
تزریق کننده با دقت سابقه واکسیناسیون بیمار را ثبت کرد.
training programs prepare individuals to become skilled immunizers.
برنامه های آموزشی افراد را برای شدن به تزریق کنندگان ماهر آماده می کنند.
the immunizer explained the potential side effects of the shot.
تزریق کننده عوارض احتمالی تزریق را توضیح داد.
a dedicated immunizer ensures proper vaccine storage and handling.
یک تزریق کننده وفادار ذخیره سازی و مدیریت مناسب واکسن را تضمین می کند.
the immunizer provided clear instructions on post-vaccination care.
تزریق کننده دستورالعمل های واضحی در مورد مراقبت پس از واکسیناسیون ارائه کرد.
volunteers often assist the immunizer during mass vaccination events.
مهمانان اغلب در حین رویدادهای واکسیناسیون جمعی به تزریق کننده کمک می کنند.
the immunizer's role is vital in preventing the spread of disease.
نقش تزریق کننده در جلوگیری از پخش بیماری حیاتی است.
the immunizer used a new, child-friendly needle.
تزریق کننده از یک سرنی راحت برای کودکان استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید