impanelled

[ایالات متحده]/ɪmˈpæn.əld/
[بریتانیا]/ɪmˈpæn.əld/

ترجمه

v. برای یک محاکمه هیئت منصفه انتخاب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

impanelled jury

هيئت منصفه

impanelled witnesses

شهود انتخاب‌شده

impanelled judges

داوران انتخاب‌شده

impanelled panel

هيئت انتخاب‌شده

impanelled board

هيئت مديره‌ انتخاب‌شده

impanelled commission

كميسيون انتخاب‌شده

impanelled group

گروه انتخاب‌شده

impanelled members

اعضای انتخاب‌شده

impanelled experts

متخصصان انتخاب‌شده

impanelled assessors

ارزیابيان انتخاب‌شده

جملات نمونه

the jury was impanelled to hear the case.

هيئت منصفه برای رسيدگی به پرونده انتخاب شد.

after much deliberation, the court impanelled a new jury.

پس از بحث و بررسی فراوان، دادگاه هيئت منصفه جدیدی انتخاب کرد.

they impanelled a group of experts for the investigation.

آنها گروهی از کارشناسان را برای تحقیق انتخاب کردند.

the judge decided to have the jury impanelled immediately.

قاضی تصمیم گرفت که فوراً هيئت منصفه انتخاب شود.

during the trial, the jurors were impanelled for several weeks.

در طول دادگاه، هيئت منصفه برای چند هفته انتخاب شد.

the process of impanelled jurors can be lengthy.

فرآیند انتخاب هيئت منصفه می‌تواند طولانی باشد.

to ensure fairness, they impanelled a diverse jury.

برای اطمینان از عدالت، آنها هيئت منصفه متنوعی انتخاب کردند.

after the selection process, the jury was finally impanelled.

پس از فرآیند انتخاب، هيئت منصفه سرانجام انتخاب شد.

the attorneys were present when the jury was impanelled.

وکیل‌ها در زمان انتخاب هيئت منصفه حضور داشتند.

the impanelled jury listened carefully to the testimonies.

هيئت منصفه انتخاب شده با دقت به شهادت‌ها گوش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید