impanelling

[ایالات متحده]/ɪmˈpæn.əl.ɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈpæn.əl.ɪŋ/

ترجمه

v. عمل انتخاب هیئت منصفه برای یک محاکمه

عبارات و ترکیب‌ها

grand impanelling

انتخاب هیئت منصفه بزرگ

impanelling process

فرآیند انتخاب هیئت منصفه

jury impanelling

انتخاب هیئت منصفه

impanelling phase

مرحله انتخاب هیئت منصفه

impanelling committee

کمیته انتخاب هیئت منصفه

impanelling meeting

جلسه انتخاب هیئت منصفه

impanelling session

نشست انتخاب هیئت منصفه

impanelling hearing

گوش دادن به انتخاب هیئت منصفه

impanelling order

دستور انتخاب هیئت منصفه

impanelling rules

قوانین انتخاب هیئت منصفه

جملات نمونه

the impanelling of the jury took longer than expected.

انتخاب هیئت منصفه بیشتر از حد انتظار طول کشید.

impanelling a diverse jury is crucial for a fair trial.

انتخاب هیئت منصفه متنوع برای برگزاری یک محاکمه منصفانه بسیار مهم است.

the judge oversaw the impanelling process carefully.

قاضی با دقت بر فرآیند انتخاب هیئت منصفه نظارت داشت.

impanelling can be a complex legal procedure.

انتخاب هیئت منصفه می‌تواند یک رویه قانونی پیچیده باشد.

during impanelling, potential jurors are questioned.

در طول انتخاب هیئت منصفه، از داوطلبان احتمالی سوالات پرسیده می‌شود.

they faced challenges during the impanelling of the jury.

آنها در طول انتخاب هیئت منصفه با چالش‌هایی روبرو شدند.

the impanelling process was completed in record time.

فرآیند انتخاب هیئت منصفه در کمترین زمان ممکن به پایان رسید.

impanelling requires careful selection of jurors.

انتخاب هیئت منصفه نیاز به انتخاب دقیق داوران دارد.

the attorney was present during the impanelling.

وکیل در طول انتخاب هیئت منصفه حضور داشت.

the impanelling of jurors is a key step in the trial.

انتخاب هیئت منصفه یک گام کلیدی در دادگاه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید