impartible property
خاصیت غیرقابل تقسیم
impartible rights
حقوق غیرقابل تقسیم
impartible interest
منافع غیرقابل تقسیم
impartible estate
املاک غیرقابل تقسیم
impartible assets
داراییهای غیرقابل تقسیم
impartible shares
سهام غیرقابل تقسیم
impartible benefits
مزایای غیرقابل تقسیم
impartible resources
منابع غیرقابل تقسیم
impartible claims
ادعاهای غیرقابل تقسیم
the concept of justice is often seen as impartible.
مفهوم عدالت اغلب به عنوان غیرقابل تقسیم دیده می شود.
in philosophy, some truths are considered impartible.
در فلسفه، برخی حقایق غیرقابل تقسیم در نظر گرفته می شوند.
her love for her family is impartible and unconditional.
عشق او به خانوادهاش غیرقابل تقسیم و بیقید و شرط است.
the rights of citizens are impartible and should be protected.
حقوق شهروندان غیرقابل تقسیم است و باید محافظت شود.
impartible assets can complicate inheritance matters.
دارایی های غیرقابل تقسیم می تواند مسائل ارث را پیچیده کند.
some cultural traditions are impartible and must be preserved.
برخی از سنت های فرهنگی غیرقابل تقسیم هستند و باید حفظ شوند.
impartible knowledge is essential for the growth of society.
دانش غیرقابل تقسیم برای رشد جامعه ضروری است.
in relationships, trust is an impartible element.
در روابط، اعتماد یک عنصر غیرقابل تقسیم است.
the team spirit is impartible and drives success.
روحیه تیمی غیرقابل تقسیم است و موفقیت را هدایت می کند.
impartible values are the foundation of a strong community.
ارزش های غیرقابل تقسیم، بنیان یک جامعه قوی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید