divisible

[ایالات متحده]/dɪ'vɪzɪb(ə)l/
[بریتانیا]/də'vɪzəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تقسیم، قابل تقسیم به طور یکنواخت.

عبارات و ترکیب‌ها

divisible by

تقسیم بر

not divisible

قابل تقسیم نیست

divisible evenly

به طور مساوی قابل تقسیم

divisible into

تقسیم شدنی به

جملات نمونه

the marine environment is divisible into a number of areas.

محیط زیست دریایی را می توان به تعداد زیادی منطقه تقسیم کرد.

24 is divisible by 4.

24 بر 4 بخش پذیر است.

Thirteen is not divisible by any even number. 13

13 بر هیچ عدد زوجی بخش پذیر نیست. 13

8 is divisible by 2. 8

8 بر 2 بخش پذیر است. 8

Thirteen is not divisible by any even number.

13 بر هیچ عدد زوجی بخش پذیر نیست.

15 is divisible by 3 and 5.

15 بر 3 و 5 بخش پذیر است.

Twelve is divisible by four.

12 بر چهار بخش پذیر است.

He argued that all matter was infinitely divisible.

او استدلال کرد که تمام ماده به طور نامحدود قابل تقسیم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید