impatiences

[ایالات متحده]/ɪmˈpeɪʃəns/
[بریتانیا]/ɪmˈpeɪʃəns/

ترجمه

n. حالت بی‌قراری یا اشتیاق برای وقوع چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

impatiences grow

ناطری‌ها افزایش می‌یابند

impatiences rise

ناطری‌ها بالا می‌روند

impatiences linger

ناطری‌ها طول می‌انجامند

impatiences mount

ناطری‌ها افزایش می‌یابند

impatiences fade

ناطری‌ها کم‌رنگ می‌شوند

impatiences simmer

ناطری‌ها آرام آرام بالا می‌گیرند

impatiences boil

ناطری‌ها به جوش می‌آیند

impatiences surface

ناطری‌ها آشکار می‌شوند

impatiences escalate

ناطری‌ها تشدید می‌شوند

impatiences intensify

ناطری‌ها شدیدتر می‌شوند

جملات نمونه

his impatiences often lead to hasty decisions.

ناپاکی‌های او اغلب منجر به تصمیم‌گیری‌های عجولانه می‌شود.

impatiences can ruin relationships if not managed.

ناپاکی‌ها می‌توانند روابط را خراب کنند اگر مدیریت نشوند.

her impatiences during the meeting were noticeable.

ناپاکی‌های او در طول جلسه قابل توجه بود.

impatiences in traffic can cause accidents.

ناپاکی‌ها در ترافیک می‌تواند باعث تصادف شود.

he expressed his impatiences with a sigh.

او ناپاکی‌های خود را با یک آهابراز کرد.

impatiences with the process can lead to mistakes.

ناپاکی با روند می‌تواند منجر به اشتباه شود.

she tried to control her impatiences while waiting.

او سعی کرد ناپاکی‌های خود را در حین انتظار کنترل کند.

impatiences can be a sign of underlying stress.

ناپاکی‌ها می‌تواند نشانه‌ای از استرس زمینه‌ای باشد.

his impatiences were evident in his body language.

ناپاکی‌های او در زبان بدن او آشکار بود.

managing impatiences is key to effective communication.

مدیریت ناپاکی‌ها برای برقراری ارتباط موثر کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید