impenitencies

[ایالات متحده]/ɪmˈpɛnɪtənsɪz/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛnɪtənsɪz/

ترجمه

n. احساس ناراحتی

جملات نمونه

his impenitencies shocked the congregation, as he showed no remorse for his actions.

بездادگی‌های او به جمع جمعه شوک زد، زیرا او از اعمال خود پشیمانی نشان نمی‌داد.

the impenitencies of the hardened criminal troubled the judge during sentencing.

بездادگی‌های مجرم سخت‌گیر دادگاه را در هنگام دادگیری ناراحت کرد.

despite numerous warnings, her impenitencies only deepened with each passing year.

هر چند هشدارهای متعددی داده شد، بездادگی‌های او با گذشت هر سالی بیشتر شد.

the priest addressed the impenitencies that prevented true spiritual healing.

پастور به بездادگی‌هایی که به بهبود روحی واقعی مانع می‌شدند، پرداخت.

their collective impenitencies created an atmosphere of moral decay in the community.

بездادگی‌های جمعی آن‌ها یک فضای فساد اخلاقی در جامعه ایجاد کرد.

final impenitencies often lead to irreversible consequences in matters of faith.

بездادگی‌های نهایی معمولاً در امور باور منجر به پیامدهای غیرقابل بازگشت می‌شود.

the memoir revealed the king's lifelong impenitencies and his refusal to seek forgiveness.

خاطرات نشان داد که بездادگی‌های طولانی مدت پادشاه و انکار او از درخواست بخشش را نشان می‌دهد.

such impenitencies cannot be tolerated within the walls of this sacred institution.

چنین بездادگی‌هایی در دیوارهای این مؤسسه مقدس قابل تحمل نیست.

scholars studied the impenitencies of historical figures who died unrepentant.

دانشمندان به بездادگی‌های شخصیت‌های تاریخی که بدون پشیمانی فوت کردند، پرداختند.

the therapist noted the patient's stubborn impenitencies as a barrier to recovery.

درمانگر بездادگی‌های سخت‌گیر بیمار را به عنوان مانعی از بهبود یادداشت کرد.

these impenitencies reflect a heart that has grown cold toward redemption.

این بездادگی‌ها یک قلب را نشان می‌دهند که به تجدید نظر گرم نشده است.

their impenitencies in the face of clear evidence baffled even the most experienced investigators.

بездادگی‌های آن‌ها در برابر شواهد واضح حتی محققان باتجربه را گیج کرد.

deep impenitencies like these require divine intervention to overcome.

بездادگی‌های عمیقی مانند این نیاز به دخالت الهی برای غلبه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید