imperilled

[ایالات متحده]/ɪmˈpɛr.əld/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛr.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در خطر
v. به خطر انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

imperilled species

گونه‌های در معرض خطر

imperilled environment

محیط زیست در معرض خطر

imperilled wildlife

حیات وحش در معرض خطر

imperilled ecosystems

زیست‌بوم‌های در معرض خطر

imperilled habitats

زیستگاه‌های در معرض خطر

imperilled resources

منابع در معرض خطر

imperilled cultures

فرهنگ‌های در معرض خطر

imperilled future

آینده در معرض خطر

imperilled communities

جامعه‌های در معرض خطر

imperilled planet

سیاره در معرض خطر

جملات نمونه

the species is imperilled due to habitat loss.

گونه در معرض خطر قرار دارد به دلیل از بین رفتن زیستگاه.

many ecosystems are imperilled by climate change.

بسیاری از اکوسیستم‌ها در معرض خطر تغییرات آب و هوایی قرار دارند.

the economy is imperilled by ongoing conflicts.

اقتصاد در معرض خطر درگیری‌های مداوم قرار دارد.

wildlife populations are imperilled by poaching.

جمعیت حیات وحش در معرض خطر شکار غیرقانونی قرار دارد.

our future is imperilled if we do not act.

آینده ما در معرض خطر قرار دارد اگر ما اقدام نکنیم.

the project is imperilled by budget cuts.

پروژه در معرض خطر کاهش بودجه قرار دارد.

many traditions are imperilled by modernization.

بسیاری از سنت‌ها در معرض خطر مدرنیزاسیون قرار دارند.

his health was imperilled by the lack of medical care.

سلامتی او در معرض خطر کمبود مراقبت‌های پزشکی قرار داشت.

the community is imperilled by rising sea levels.

جامعه در معرض خطر افزایش سطح دریاها قرار دارد.

endangered species are imperilled by pollution.

گونه‌های در معرض خطر در معرض خطر آلودگی قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید