imperilled species
گونههای در معرض خطر
imperilled environment
محیط زیست در معرض خطر
imperilled wildlife
حیات وحش در معرض خطر
imperilled ecosystems
زیستبومهای در معرض خطر
imperilled habitats
زیستگاههای در معرض خطر
imperilled resources
منابع در معرض خطر
imperilled cultures
فرهنگهای در معرض خطر
imperilled future
آینده در معرض خطر
imperilled communities
جامعههای در معرض خطر
imperilled planet
سیاره در معرض خطر
the species is imperilled due to habitat loss.
گونه در معرض خطر قرار دارد به دلیل از بین رفتن زیستگاه.
many ecosystems are imperilled by climate change.
بسیاری از اکوسیستمها در معرض خطر تغییرات آب و هوایی قرار دارند.
the economy is imperilled by ongoing conflicts.
اقتصاد در معرض خطر درگیریهای مداوم قرار دارد.
wildlife populations are imperilled by poaching.
جمعیت حیات وحش در معرض خطر شکار غیرقانونی قرار دارد.
our future is imperilled if we do not act.
آینده ما در معرض خطر قرار دارد اگر ما اقدام نکنیم.
the project is imperilled by budget cuts.
پروژه در معرض خطر کاهش بودجه قرار دارد.
many traditions are imperilled by modernization.
بسیاری از سنتها در معرض خطر مدرنیزاسیون قرار دارند.
his health was imperilled by the lack of medical care.
سلامتی او در معرض خطر کمبود مراقبتهای پزشکی قرار داشت.
the community is imperilled by rising sea levels.
جامعه در معرض خطر افزایش سطح دریاها قرار دارد.
endangered species are imperilled by pollution.
گونههای در معرض خطر در معرض خطر آلودگی قرار دارند.
imperilled species
گونههای در معرض خطر
imperilled environment
محیط زیست در معرض خطر
imperilled wildlife
حیات وحش در معرض خطر
imperilled ecosystems
زیستبومهای در معرض خطر
imperilled habitats
زیستگاههای در معرض خطر
imperilled resources
منابع در معرض خطر
imperilled cultures
فرهنگهای در معرض خطر
imperilled future
آینده در معرض خطر
imperilled communities
جامعههای در معرض خطر
imperilled planet
سیاره در معرض خطر
the species is imperilled due to habitat loss.
گونه در معرض خطر قرار دارد به دلیل از بین رفتن زیستگاه.
many ecosystems are imperilled by climate change.
بسیاری از اکوسیستمها در معرض خطر تغییرات آب و هوایی قرار دارند.
the economy is imperilled by ongoing conflicts.
اقتصاد در معرض خطر درگیریهای مداوم قرار دارد.
wildlife populations are imperilled by poaching.
جمعیت حیات وحش در معرض خطر شکار غیرقانونی قرار دارد.
our future is imperilled if we do not act.
آینده ما در معرض خطر قرار دارد اگر ما اقدام نکنیم.
the project is imperilled by budget cuts.
پروژه در معرض خطر کاهش بودجه قرار دارد.
many traditions are imperilled by modernization.
بسیاری از سنتها در معرض خطر مدرنیزاسیون قرار دارند.
his health was imperilled by the lack of medical care.
سلامتی او در معرض خطر کمبود مراقبتهای پزشکی قرار داشت.
the community is imperilled by rising sea levels.
جامعه در معرض خطر افزایش سطح دریاها قرار دارد.
endangered species are imperilled by pollution.
گونههای در معرض خطر در معرض خطر آلودگی قرار دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید