imperishableness

[ایالات متحده]/ˌɪmpəˈrɪʃəbəlnəs/
[بریتانیا]/ˌɪmpəˈrɪʃəbəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بی‌خرابی؛ ناتوانی در خراب شدن یا نابودی؛ طبیعت بی‌پایان یا پایدار.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

many artists seek imperishableness through their work, hoping their creations will be remembered for centuries.

بیشتر هنرمندان به دنبال بی‌پایان بودن از طریق کار خود هستند، امیدوارند که آثارشان برای قرن‌ها به یادماند شود.

the philosopher wrote extensively about the imperishableness of the human soul beyond physical death.

فیلسوف به طور گسترده‌ای درباره بی‌پایان بودن روح انسان فراتر از مرگ فیزیکی نوشت.

her paintings capture a sense of imperishableness that transcends the fleeting beauty of nature.

نقاشی‌های او احساسی از بی‌پایان بودن را به تصویر می‌کشند که زیبایی موقت طبیعت را فراتر می‌رود.

the ancient ruins stood as testament to imperishableness, surviving countless wars and disasters.

بقایای باستانی به عنوان شاهدی از بی‌پایان بودن ایستاده بودند، در برابر جنگ‌ها و فجایع بی‌شمار مقاومت کردند.

religious texts often emphasize the imperishableness of faith as a source of comfort to believers.

متن‌های دینی اغلب بی‌پایان بودن ایمان را به عنوان منبع راحتی برای باورگذاران تأکید می‌کنند.

scientists study materials seeking imperishableness, developing alloys that resist corrosion and decay.

دانشمندان مواد را مورد مطالعه قرار می‌دهند به دنبال بی‌پایان بودن، آلیاژ‌هایی را توسعه می‌دهند که به خوردگی و فساد مقاومت می‌کنند.

the novel explored the imperishableness of love across time and distance between two souls.

رومان به بی‌پایان بودن عشق بین دو روح در طول زمان و فاصله پرداخت.

despite the passage of centuries, the message preserved its imperishableness and remained powerful.

هر چند قرن‌ها گذشت، پیام خود بی‌پایان بودن را حفظ کرد و قدرت خود را حفظ کرد.

true friendship possesses an imperishableness that cannot be destroyed by life's difficulties.

دوستی واقعی دارای بی‌پایان بودنی است که توسط دشواری‌های زندگی نمی‌تواند نابود شود.

the monument's inscription spoke of the imperishableness of memory for heroes who gave everything.

نگاشت نماد، از بی‌پایان بودن یادگاری برای ایثارگرانی که هر چیز را از دست دادند، سخن می‌گوید.

families maintain cultural imperishableness by passing traditions down through generations.

خانواده‌ها با انتقال سنت‌ها از نسل به نسل، بی‌پایان بودن فرهنگ را حفظ می‌کنند.

the lyrics and music possessed an imperishableness that transcended the passage of time.

شعر و موسیقی دارای بی‌پایان بودنی بود که زمان را فراتر می‌گذشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید