ephemerality

[ایالات متحده]/ɪˌfɛm.əˈræl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ɪˌfɛm.əˈræl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیتی که برای مدت بسیار کوتاهی دوام دارد؛ چیزی که گذرا یا کوتاه‌مدت است

عبارات و ترکیب‌ها

ephemerality of life

زندگی زودگذر

embracing ephemerality

پذیرش زودگذر بودن

ephemerality in art

زودگذر بودن در هنر

celebrating ephemerality

جشن گرفتن زودگذر بودن

ephemerality of beauty

زودگذر بودن زیبایی

ephemerality of moments

زودگذر بودن لحظه‌ها

the ephemerality principle

اصل زودگذر بودن

ephemerality in nature

زودگذر بودن در طبیعت

ephemerality and memory

زودگذر بودن و خاطره

exploring ephemerality

کاوش در مورد زودگذر بودن

جملات نمونه

the ephemerality of life teaches us to cherish each moment.

شهابیت زندگی به ما می‌آموزد که از هر لحظه قدردان باشیم.

many artists explore the theme of ephemerality in their work.

بسیاری از هنرمندان مفهوم زودگویی را در آثار خود بررسی می‌کنند.

we often overlook the ephemerality of youth.

ما اغلب زودگویی جوانی را نادیده می‌گیریم.

the beauty of flowers lies in their ephemerality.

زیبایی گل‌ها در زودگویی آنها نهفته است.

in literature, ephemerality can symbolize the fleeting nature of time.

در ادبیات، زودگویی می‌تواند نمایانگر طبیعت زودگذر زمان باشد.

photographs capture the ephemerality of special moments.

عکس‌ها زودگویی لحظات خاص را ثبت می‌کنند.

he reflected on the ephemerality of fame and success.

او در مورد زودگویی شهرت و موفقیت تأمل کرد.

her poetry often reflects on the theme of ephemerality.

شعر او اغلب به مفهوم زودگویی می‌پردازد.

the ephemerality of trends makes them hard to follow.

زودگویی روندها باعث می‌شود که دنبال کردن آنها دشوار باشد.

understanding ephemerality can lead to a deeper appreciation of art.

درک زودگویی می‌تواند منجر به قدردانی بیشتر از هنر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید