implacable

[ایالات متحده]/ɪm'plækəb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪm'plækəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به آرامش یا تسکین نیست (اشاره به خشم، نفرت، دشمنی و غیره)
n. چیزی که نمی‌تواند آرامش یا آشتی یابد
adv. به طرز قادر به آرامش یا تسکین نبودن

عبارات و ترکیب‌ها

Implacable enemy

دشمن شکست‌ناپذیر

Implacable hatred

نفرت غیرقابل کنترل

Implacable foe

دشمن شکست‌ناپذیر

Implacable resistance

مقاومت غیرقابل غلبه

Implacable anger

خشم غیرقابل کنترل

جملات نمونه

the implacable advance of the enemy.

پیشروی بی‌رحمانه دشمن

implacable foes; implacable suspicion.

دشمنان شکست‌ناپذیر؛ سوءظن شکست‌ناپذیر.

he was an implacable enemy of Ted's.

او دشمن شکست‌ناپذیر تد بود.

she was implacable, despite her mild exterior.

او غیرقابل انعطاف بود، با وجود ظاهر آرامش.

have an implacable hatred for ...

داشتن نفرت شکست‌ناپذیر برای...

He knew that Karl could be an implacable foe.

او می‌دانست که کارل می‌تواند یک دشمن شکست‌ناپذیر باشد.

نمونه‌های واقعی

They're for a girl. Uh, I'm being implacable and relentless.

آنها برای یک دختر هستند. اوه، من غیرقابل انعطاف و بی‌رحتم.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

" The enemy is cruel and implacable. A grave danger hangs over our country."

« دشمن خشن و غیرقابل انعطاف است. خطر جدی بر سر کشور ما وجود دارد.»

منبع: The Apocalypse of World War II

But in the face of implacable opposition, it also has made some adjustments.

اما با وجود مخالفت غیرقابل انعطاف، تعدیلاتی نیز انجام داده است.

منبع: National Geographic Anthology

Oh, please! You know, I'll tell you how he did it. Implacable, relentless badgering.

اوه، خواهش میکنم! میدونی، بهت میگم چطور انجام داد. آزار و اذیت غیرقابل انعطاف و بی‌وقفه.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

Why is that man expiring? Why is that other writhing with agony? What means this implacable fury?

چرا آن مرد در حال مرگ است؟ چرا آن دیگری با رنج در حال پیچ و تاب است؟ این خشم غیرقابل انعطاف به چه معناست؟

منبع: American Version Language Arts Volume 6

It is no wonder that he and his family have some of the more implacable spirits upon their track.

تعجب آور نیست که او و خانواده اش برخی از ارواح غیرقابل انعطاف را در مسیر خود دارند.

منبع: The Five Orange Pips of Sherlock Holmes

The pandemic has made us confront this most implacable of truths.

همه‌گیری ما را وادار کرده است تا با این حقیقت غیرقابل انعطاف روبرو شویم.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2021 Collection

Philip returned home before Richard and quickly became an implacable enemy allying himself with John to sow chaos in England.

فیلیپ قبل از ریچارد به خانه بازگشت و به سرعت به دشمنی غیرقابل انعطاف تبدیل شد و با جان متحد شد تا هرج و مرج را در انگلستان به وجود آورد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

He came along as implacable as ever.

او همانطور که همیشه غیرقابل انعطاف بود، پیش آمد.

منبع: TED Talks (Video Edition) December 2018 Collection

The expression of his face was implacable.

حالت چهره او غیرقابل انعطاف بود.

منبع: The Mystery of 813 (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید