imported

[ایالات متحده]/ɪmˈpɔːtɪd/
[بریتانیا]/ɪmˈpɔːrtɪd/

ترجمه

adj. وارد شده از کشور دیگر
vt. فعل گذشته و فعل گذشته مبدل از import

عبارات و ترکیب‌ها

imported goods

کالا‌های وارداتی

imported wine

شراب وارداتی

imported car

خودروی وارداتی

imported data

داده‌های وارداتی

importing now

وارد کردن اکنون

imported fruit

میوه های وارداتی

imported cheese

پنیر وارداتی

imported coffee

قهوه وارداتی

imported textiles

منسوجات وارداتی

imported vegetables

سبزیجات وارداتی

جملات نمونه

the company sells high-quality imported coffee beans from brazil.

شرکت، حبوبات قهوه برزیلی با کیفیت بالا را وارد می‌کند.

we need to check the imported goods for any damage.

ما باید کالاهای وارد شده را برای هرگونه آسیب بررسی کنیم.

the government imposed tariffs on imported steel.

دولت بر روی فولاد وارداتی تعرفه وضع کرد.

the restaurant features a menu of delicious imported cheeses.

رستوران دارای منویی از پنیرهای وارداتی خوشمزه است.

the imported car had a sleek, modern design.

خودروی وارد شده دارای طراحی مدرن و شیک بود.

they are importing new technology to improve production.

آنها در حال وارد کردن فناوری جدید برای بهبود تولید هستند.

the imported fruit was fresh and flavorful.

میوه های وارد شده تازه و خوش طعم بودند.

the company is importing components from overseas suppliers.

شرکت قطعات را از تامین کنندگان خارجی وارد می کند.

the imported software is compatible with our existing systems.

نرم افزار وارد شده با سیستم های موجود ما سازگار است.

we are importing a new range of wines from france.

ما یک خط جدیدی از شراب را از فرانسه وارد می کنیم.

the imported machinery is used in the manufacturing process.

ماشین آلات وارد شده در فرآیند تولید استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید