impregnate

[ایالات متحده]/'ɪmpregneɪt/
[بریتانیا]/ɪm'prɛɡnet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باردار کردن; بارور کردن; پر یا اشباع کردن; القا کردن یا نفوذ دادن
adj. باردار; پر

جملات نمونه

a cotton wad that was impregnated with ether.

یک پنبه‌ای که با اتر آغشته شده بود.

air impregnated with disease-germs

هوای آغشته به میکروب‌های بیماری.

water impregnated with salt

آبی که با نمک آغشته شده است.

impregnate a mind with new ideas

ذهنی را با ایده‌های جدید آغشته کنید.

wood which had been impregnated with preservative.

چوبی که با مواد نگهدارنده آغشته شده بود.

impregnate a speech with optimism.See Synonyms at charge

سخنرانی را با خوش‌بینی آغشته کنید. برای دیدن مترادف‌ها به هزینه مراجعه کنید.

a spirit impregnated with lofty ideals;

روحی که با آرمان‌های بلند آغشته شده است.

The purpose of the marinade is to impregnate foods with the flavour of the ingredients.

هدف از مزه‌دار کردن این است که غذاها را با طعم مواد تشکیل دهنده آغشته کند.

Oil-impregnated paper and pressboard.

کاغذ و تخته فشار آغشته به روغن.

The impregnated resin should be of high toughness and well permeant to glass fiber.

رزین آغشته باید مقاومت بالایی داشته باشد و به خوبی نفوذپذیر الیاف شیشه باشد.

"carburize:To treat, combine, or impregnate with carbon, as when casehardening steel."

"کربوریزه کردن: برای درمان، ترکیب یا آغشته کردن با کربن، مانند زمانی که فولاد را سخت می‌کنند."

The leading candidate for Orion's base heat shield is a material called PICA (phenolic impregnated carbon ablator).

نامزد اصلی برای سپر حرارتی پایه اوریون، ماده‌ای به نام PICA (جذب‌کننده کربن آغشته به فنو لیک) است.

The interelectrode dielectric adopts the polypropylene film with surface coarsening which is easy to impregnate so as to enhance the reliability of high-capacity capacitor.

دی‌الکتریک بین الکترودها از فیلم پلی پروپیلن با زبری سطح استفاده می‌کند که به راحتی قابل نفوذ است تا قابلیت اطمینان خازن با ظرفیت بالا را افزایش دهد.

AIM: To study and prepare a new kind of bone graft (gentamicin-impregnated bone) with local anti-infective function, low immunogenicity and high osteosis.

هدف: مطالعه و آماده‌سازی نوع جدیدی از پیوند استخوان (استخوان آغشته به جنتامایسین) با عملکرد محلی ضدعفونی کننده، ایمنی‌زایی کم و پوکی استخوان بالا.

Electroplating diamond-impregnated wheel is nondeformable, well anastomotic and pure. It's the best finish machining tool for marble or glass.

چرخ چرخشی الماس با روکش الکتریکی غیرقابل تغییر شکل، به خوبی آناتومیک و خالص است. این بهترین ابزار ماشینکاری برای مرمر یا شیشه است.

نمونه‌های واقعی

They also said all the girls had been impregnated by just one man.

همچنین گفته شد که همه دختران فقط توسط یک مرد باردار شده اند.

منبع: BBC Listening Collection May 2013

Don't stand too close, he'll impregnate you.

خیلی نزدیک نباش، او تو را باردار می کند.

منبع: The Best Mom

Again, I'm very sorry about impregnating your daughter.

باز هم، خیلی متاسفم که دختر شما را باردار کردم.

منبع: Modern Family - Season 10

Yeah, but you should've thought before impregnating my stepdaughter.

بله، اما باید قبل از باردار کردن خواهر ناتنی من فکر می کردید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

When she reached for it, the skull of Jun spat on her hand and impregnated her.

وقتی دستش را به سمت آن دراز کرد، جم با دستش سرفه کرد و او را باردار کرد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Zeus therefore transformed himself into a shower of gold, and in this form impregnated Danae.

بنابراین زئوس خود را به حمام طلایی تبدیل کرد و در این شکل، دانه را باردار کرد.

منبع: Prose reading

I know so much about her cycle, i'm feeling pressure to impregnate her.

من در مورد چرخه او خیلی چیزها می دانم، احساس می کنم تحت فشار هستم که او را باردار کنم.

منبع: 2 Broke Girls Season 1

An archaeologist played by Noomi Rapace was impregnated with an alien.

یک باستان شناس که توسط نوومی راپاس بازی می شد، با یک موجود فضایی باردار شد.

منبع: Fresh air

Both rely on heating tiny tiles of paraffin wax that have been impregnated with various liquid perfumes.

هر دو به گرم کردن کاشی های کوچک پارافین که با رایحه های مایع مختلف آغشته شده اند متکی هستند.

منبع: The Economist Science and Technology

An impostor made friends with her and even impregnated her.

یک نامرئی با او دوست شد و حتی او را باردار کرد.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید