improvable skills
مهارتهای قابل بهبود
improvable performance
عملکرد قابل بهبود
improvable processes
فرآیندهای قابل بهبود
improvable methods
روشهای قابل بهبود
improvable areas
حوزههای قابل بهبود
improvable strategies
استراتژیهای قابل بهبود
improvable aspects
جنبههای قابل بهبود
improvable techniques
تکنیکهای قابل بهبود
improvable designs
طرحهای قابل بهبود
improvable systems
سیستمهای قابل بهبود
the team's performance is improvable with more practice.
عملکرد تیم با تمرین بیشتر قابل بهبود است.
her writing skills are definitely improvable.
مهارتهای نوشتاری او قطعاً قابل بهبود هستند.
some aspects of the project are improvable.
برخی از جنبههای پروژه قابل بهبود هستند.
feedback indicated that the service was improvable.
بازخورد نشان داد که خدمات قابل بهبود است.
his time management is improvable with better planning.
مدیریت زمان او با برنامهریزی بهتر قابل بهبود است.
the design is good but still improvable.
طراحی خوب است اما هنوز هم قابل بهبود است.
we found several improvable areas in the report.
ما چندین حوزه قابل بهبود در گزارش یافتیم.
her presentation skills are improvable with practice.
مهارتهای ارائه او با تمرین قابل بهبود است.
there are improvable features in the software.
ویژگیهای قابل بهبود در نرمافزار وجود دارد.
the results show that the methods used are improvable.
نتایج نشان میدهد که روشهای مورد استفاده قابل بهبود هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید