improvable

[ایالات متحده]/ɪmˈpruːvəbl/
[بریتانیا]/ɪmˈpruːvəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل بهبود؛ قابل بهتر شدن؛ مناسب برای کشت

عبارات و ترکیب‌ها

improvable skills

مهارت‌های قابل بهبود

improvable performance

عملکرد قابل بهبود

improvable processes

فرآیندهای قابل بهبود

improvable methods

روش‌های قابل بهبود

improvable areas

حوزه‌های قابل بهبود

improvable strategies

استراتژی‌های قابل بهبود

improvable aspects

جنبه‌های قابل بهبود

improvable techniques

تکنیک‌های قابل بهبود

improvable designs

طرح‌های قابل بهبود

improvable systems

سیستم‌های قابل بهبود

جملات نمونه

the team's performance is improvable with more practice.

عملکرد تیم با تمرین بیشتر قابل بهبود است.

her writing skills are definitely improvable.

مهارت‌های نوشتاری او قطعاً قابل بهبود هستند.

some aspects of the project are improvable.

برخی از جنبه‌های پروژه قابل بهبود هستند.

feedback indicated that the service was improvable.

بازخورد نشان داد که خدمات قابل بهبود است.

his time management is improvable with better planning.

مدیریت زمان او با برنامه‌ریزی بهتر قابل بهبود است.

the design is good but still improvable.

طراحی خوب است اما هنوز هم قابل بهبود است.

we found several improvable areas in the report.

ما چندین حوزه قابل بهبود در گزارش یافتیم.

her presentation skills are improvable with practice.

مهارت‌های ارائه او با تمرین قابل بهبود است.

there are improvable features in the software.

ویژگی‌های قابل بهبود در نرم‌افزار وجود دارد.

the results show that the methods used are improvable.

نتایج نشان می‌دهد که روش‌های مورد استفاده قابل بهبود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید