incentivized learning
یادگیری مشوقدار
incentivized behavior
رفتار مشوقدار
incentivized program
برنامه مشوقدار
incentivized scheme
طرح مشوقدار
incentivized sales
فروش مشوقدار
incentivized rewards
جوایز مشوقدار
incentivized initiatives
ابتکارات مشوقدار
incentivized programs
برنامههای مشوقدار
incentivized participation
شرکت مشوقدار
incentivized outcomes
نتایج مشوقدار
the company incentivized employees to meet their sales targets.
شرکت به کارمندانان برای دستیابی به اهداف فروش خود انگیزه داد.
students were incentivized to participate in the science fair.
دانشجویان برای شرکت در نمایشگاه علم و فناوری تشویق شدند.
the government incentivized green energy initiatives.
دولت طرحهای انرژی سبز را تشویق کرد.
she felt incentivized to improve her performance at work.
او احساس کرد که برای بهبود عملکرد خود در محل کار انگیزه دارد.
the program incentivized community involvement among residents.
این برنامه مشارکت جامعه را در بین ساکنان تشویق کرد.
incentivized bonuses were offered to top performers.
پاداشهای تشویقی به بهترین عملکردها ارائه شد.
the new policy incentivized innovation within the team.
این سیاست جدید نوآوری را در تیم تشویق کرد.
they incentivized volunteers with rewards for their time.
آنها با اهدای جوایز به داوطلبان انگیزه دادند.
incentivized training programs can boost employee morale.
برنامههای آموزشی تشویقی میتوانند باعث افزایش روحیه کارمندان شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید