incessancy

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛsənsi/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛsənsi/

ترجمه

n. کیفیت پیوستگی یا بی‌پایانی؛ حالت پایداری یا ابدیت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

incessancy of noise

بی‌وقفه بودن صدا

incessancy of time

بی‌وقفه بودن زمان

incessancy of change

بی‌وقفه بودن تغییر

incessancy of work

بی‌وقفه بودن کار

incessancy of problems

بی‌وقفه بودن مشکلات

incessancy of questions

بی‌وقفه بودن سؤالات

incessancy of demands

بی‌وقفه بودن درخواست‌ها

incessancy of thoughts

بی‌وقفه بودن افکار

incessancy of growth

بی‌وقفه بودن رشد

incessancy of laughter

بی‌وقفه بودن خنده

جملات نمونه

the incessancy of the rain made it difficult to travel.

استمرار باران سفر کردن را دشوار می‌کرد.

her incessancy in pursuing her dreams is truly inspiring.

پایداری او در دنبال کردن رویاهایش واقعاً الهام‌بخش است.

the incessancy of the noise kept me awake all night.

استمرار صداها باعث شد تمام شب بیدار بمانم.

he admired her incessancy in studying despite the challenges.

او با وجود چالش‌ها، پایداری او در مطالعه را تحسین می‌کرد.

the incessancy of her questions showed her curiosity.

استمرار سؤالات او نشان‌دهنده کنجکاوی او بود.

the team's incessancy in training led to their success.

پایداری تیم در تمرین منجر به موفقیت آنها شد.

incessancy in practice is key to mastering any skill.

پایداری در عمل، کلید تسلط بر هر مهارتی است.

the incessancy of change in technology is overwhelming.

استمرار تغییرات در فناوری، طاقت‌فرسا است.

her incessancy in asking for help showed her determination.

پایداری او در درخواست کمک نشان‌دهنده اراده او بود.

the incessancy of the wind made the night feel eerie.

استمرار باد، شب را عجیب و غریب می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید