incestuous

[ایالات متحده]/ɪn'sestjʊəs/
[بریتانیا]/ɪn'sɛstʃuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل یا مربوط به زنا با محارم، به طور خاص درون یک خانواده یا خویشاوندان خونی.

جملات نمونه

the child of an incestuous relationship.

فرزند یک رابطه خونی

the incestuous nature of literary journalism.

طبیعت خونی روزنامه‌نگاری ادبی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید