interbred species
گونههای حاصل از آمیزش
interbred populations
جمعیتهای حاصل از آمیزش
interbred animals
حیوانات حاصل از آمیزش
interbred plants
گیاهان حاصل از آمیزش
interbred varieties
واریتههای حاصل از آمیزش
interbred strains
سرتایپهای حاصل از آمیزش
interbred groups
گروههای حاصل از آمیزش
interbred breeds
نژادهای حاصل از آمیزش
interbred hybrids
هیبریدهای حاصل از آمیزش
interbred lineages
خطوط نوادگان حاصل از آمیزش
different species of fish have interbred in the lake.
انواع مختلف ماهی در دریاچه با هم آمیخته اند.
farmers often interbred crops to enhance yield.
کشاورزان اغلب برای افزایش عملکرد، محصولات را با هم آمیخته اند.
wild animals have interbred with domesticated ones over time.
در طول زمان، حیوانات وحشی با حیوانات اهلی آمیخته اند.
research shows that these two dog breeds have interbred.
تحقیقات نشان می دهد که این دو نژاد سگ با هم آمیخته اند.
the scientists studied how different species interbred.
دانشمندان مطالعه کردند که گونه های مختلف چگونه با هم آمیخته اند.
in some regions, plants have interbred to create hybrids.
در برخی مناطق، گیاهان برای ایجاد دورگ ها با هم آمیخته اند.
interbred populations can lead to genetic diversity.
جمعیت های آمیخته می توانند منجر به تنوع ژنتیکی شوند.
they observed how the animals interbred in captivity.
آنها مشاهده کردند که حیوانات در اسارت چگونه با هم آمیخته اند.
some species interbred naturally in the wild.
برخی از گونه ها به طور طبیعی در طبیعت با هم آمیخته اند.
the garden was full of flowers that had interbred.
باغ پر از گل هایی بود که با هم آمیخته بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید