inclinations

[ایالات متحده]/ˌɪnklɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɪnklɪˈneɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایلات یا ترجیحات؛ شیب‌ها یا انحرافات؛ علایق یا وابستگی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

personal inclinations

گرایشات شخصی

natural inclinations

گرایشات طبیعی

social inclinations

گرایشات اجتماعی

artistic inclinations

گرایشات هنری

political inclinations

گرایشات سیاسی

intellectual inclinations

گرایشات فکری

emotional inclinations

گرایشات عاطفی

moral inclinations

گرایشات اخلاقی

cultural inclinations

گرایشات فرهنگی

career inclinations

گرایشات شغلی

جملات نمونه

her inclinations toward art were evident from a young age.

گرایش او به هنر از سنین پایین آشکار بود.

he followed his inclinations and pursued a career in music.

او از گرایش های خود پیروی کرد و به دنبال شغلی در موسیقی رفت.

many students have inclinations for science and technology.

بسیاری از دانش آموزان گرایشی به علم و فناوری دارند.

her inclinations often lead her to volunteer work.

گرایش های او اغلب او را به سمت فعالیت های داوطلبانه سوق می دهد.

people's inclinations can greatly influence their career choices.

گرایش های افراد می تواند تا حد زیادی بر انتخاب شغل آنها تأثیر بگذارد.

understanding one’s inclinations can help in personal development.

درک گرایش های خود می تواند به رشد شخصی کمک کند.

his inclinations towards leadership were recognized by his peers.

گرایش او به سمت رهبری توسط همسالانش مورد توجه قرار گرفت.

she has a strong inclination for environmental issues.

او گرایش قوی به مسائل زیست محیطی دارد.

inclinations can change over time as people grow and learn.

با رشد و یادگیری افراد، گرایش ها می توانند در طول زمان تغییر کنند.

recognizing your inclinations can lead to a more fulfilling life.

تشخیص گرایش های خود می تواند منجر به زندگی رضایت بخش تری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید