leanings

[ایالات متحده]/ˈliːnɪŋz/
[بریتانیا]/ˈlinɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایلات یا ترجیحات

عبارات و ترکیب‌ها

political leanings

گرایشات سیاسی

personal leanings

گرایشات شخصی

ideological leanings

گرایشات ایدئولوژیک

cultural leanings

گرایشات فرهنگی

social leanings

گرایشات اجتماعی

economic leanings

گرایشات اقتصادی

philosophical leanings

گرایشات فلسفی

artistic leanings

گرایشات هنری

religious leanings

گرایشات مذهبی

educational leanings

گرایشات آموزشی

جملات نمونه

his political leanings are quite progressive.

گرایشات سیاسی او بسیار مترقی است.

she has strong leanings towards environmental issues.

او گرایش قوی به مسائل زیست محیطی دارد.

many students have leanings in the arts.

بسیاری از دانش آموزان گرایشی در هنر دارند.

his leanings in philosophy are quite traditional.

گرایشات او در فلسفه کاملاً سنتی است.

her leanings towards science have influenced her career choice.

گرایشات او به سمت علم بر انتخاب شغلی او تأثیر گذاشته است.

the survey revealed the political leanings of the population.

نظرسنجی گرایشات سیاسی مردم را نشان داد.

his leanings in literature are towards classic novels.

گرایشات او در ادبیات به سمت رمان های کلاسیک است.

people's leanings can change over time.

گرایشات مردم می تواند در طول زمان تغییر کند.

she often shares her leanings on social media.

او اغلب گرایشات خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذارد.

understanding your leanings can help in personal development.

درک گرایشات شما می تواند به رشد شخصی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید