incomer

[ایالات متحده]/'ɪnkʌmə/
[بریتانیا]/'ɪnkʌmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تازه‌وارد; مهاجر; ورود جدید; متجاوز.
Word Forms
جمعincomers

جملات نمونه

International recognition immediately arrived in March 1994 where he exhibited FINAL HOME in his first overseas solo show, “INCOMER” in Paris.

شناخت بین‌المللی بلافاصله در ماه مارس 1994 حاصل شد، جایی که او اثر FINAL HOME را در اولین نمایشگاه انفرادی خارج از کشور خود با عنوان «INCOMER» در پاریس به نمایش گذاشت.

The incomer was warmly welcomed by the local community.

ورود کننده با آغوش باز توسط جامعه محلی مورد استقبال قرار گرفت.

The incomer quickly adapted to the new environment.

ورود کننده به سرعت با محیط جدید سازگار شد.

The incomer brought fresh perspectives to the team.

ورود کننده دیدگاه‌های جدیدی را به تیم آورد.

The incomer made a positive impact on the company culture.

ورود کننده تأثیر مثبتی بر فرهنگ شرکت داشت.

The incomer received training to familiarize themselves with the company's policies.

ورود کننده برای آشنایی با سیاست‌های شرکت، آموزش دریافت کرد.

The incomer was assigned a mentor to help them navigate their new role.

برای کمک به آنها در انجام نقش جدیدشان، یک مربی برای ورود کننده تعیین شد.

The incomer's unique skills complemented the existing team members.

مهارت‌های منحصر به فرد ورود کننده، اعضای تیم موجود را تکمیل کرد.

The incomer's fresh ideas sparked innovation within the company.

ایده‌های جدید ورود کننده، نوآوری را در شرکت برانگیخت.

The incomer was encouraged to participate in team-building activities.

ورود کننده تشویق شد تا در فعالیت‌های تیم‌سازی شرکت کند.

The incomer's diverse background enriched the team's perspectives.

سابقه متنوع ورود کننده، دیدگاه‌های تیم را غنی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید