incomputable value
مقدار غیرقابل محاسبه
incomputable result
نتیجه غیرقابل محاسبه
incomputable number
عدد غیرقابل محاسبه
incomputable function
تابع غیرقابل محاسبه
incomputable problem
مسئله غیرقابل محاسبه
incomputable set
مجموعه غیرقابل محاسبه
incomputable complexity
پیچیدگی غیرقابل محاسبه
incomputable limit
حد غیرقابل محاسبه
incomputable sequence
دنباله غیرقابل محاسبه
incomputable dimension
بعد غیرقابل محاسبه
the complexity of the universe is often seen as incomputable.
پیچیدگی جهان اغلب به عنوان غیرقابل محاسبه دیده می شود.
some mathematical problems are deemed incomputable.
برخی از مسائل ریاضی غیرقابل محاسبه تلقی می شوند.
the amount of data generated daily is incomputable.
میزان داده های تولید شده روزانه غیرقابل محاسبه است.
incomputable functions pose challenges in computer science.
توابع غیرقابل محاسبه چالش هایی را در علوم کامپیوتر ایجاد می کنند.
the possibilities in this scenario are practically incomputable.
احتمالات در این سناریو عملاً غیرقابل محاسبه است.
his knowledge about the topic is incomputable.
دانش او در مورد این موضوع غیرقابل محاسبه است.
the sheer volume of choices can feel incomputable.
حجم زیاد گزینه ها می تواند غیرقابل محاسبه به نظر برسد.
some aspects of human emotion are incomputable.
برخی از جنبه های احساسات انسانی غیرقابل محاسبه است.
the potential consequences of climate change are incomputable.
پیامدهای احتمالی تغییرات آب و هوایی غیرقابل محاسبه است.
incomputable variables can complicate scientific research.
متغیرهای غیرقابل محاسبه می توانند تحقیقات علمی را پیچیده کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید