undecidable

[ایالات متحده]/ʌnˈdɪsɪdəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈdɪsɪdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل تصمیم‌گیری یا حل‌شدن

عبارات و ترکیب‌ها

undecidable problem

مسئله غیرقابل تصمیم

undecidable statement

گزاره غیرقابل تصمیم

undecidable proposition

قضیه غیرقابل تصمیم

undecidable theory

نظریه غیرقابل تصمیم

undecidable function

تابع غیرقابل تصمیم

undecidable set

مجموعه غیرقابل تصمیم

undecidable question

پرسش غیرقابل تصمیم

undecidable algorithm

الگوریتم غیرقابل تصمیم

undecidable language

زبان غیرقابل تصمیم

undecidable case

حالت غیرقابل تصمیم

جملات نمونه

the result of the problem is undecidable.

نتیجه مسئله غیرقابل تعیین است.

in mathematics, some statements are undecidable.

در ریاضیات، برخی عبارات غیرقابل تعیین هستند.

we encountered an undecidable scenario in our research.

ما در تحقیقات خود با یک سناریوی غیرقابل تعیین مواجه شدیم.

the theory suggests that certain propositions are undecidable.

نظریه نشان می‌دهد که برخی از گزاره‌ها غیرقابل تعیین هستند.

his argument was based on an undecidable hypothesis.

استدلال او بر اساس یک فرضیه غیرقابل تعیین بود.

undecidable questions often arise in logic.

سوالات غیرقابل تعیین اغلب در منطق مطرح می‌شوند.

many computer problems are proven to be undecidable.

بسیاری از مسائل کامپیوتری به عنوان غیرقابل تعیین اثبات شده‌اند.

she found the outcome to be undecidable after analysis.

او پس از تجزیه و تحلیل دریافت که نتیجه غیرقابل تعیین است.

philosophers debate the nature of undecidable truths.

فیلسوفان درباره ماهیت حقایق غیرقابل تعیین بحث می‌کنند.

in some cases, the answer is simply undecidable.

در برخی موارد، پاسخ صرفاً غیرقابل تعیین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید