inconveniencing

[ایالات متحده]/ˌɪnkənˈviːniən.sɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɪnkənˈviːniən.sɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد مشکل یا سختی برای کسی

عبارات و ترکیب‌ها

inconveniencing others

ایجاد مزاحمت برای دیگران

inconveniencing myself

ایجاد مزاحمت برای خودم

inconveniencing customers

ایجاد مزاحمت برای مشتریان

inconveniencing everyone

ایجاد مزاحمت برای همه

inconveniencing friends

ایجاد مزاحمت برای دوستان

inconveniencing staff

ایجاد مزاحمت برای کارکنان

inconveniencing guests

ایجاد مزاحمت برای مهمانان

inconveniencing colleagues

ایجاد مزاحمت برای همکاران

inconveniencing clients

ایجاد مزاحمت برای مشتریان

inconveniencing family

ایجاد مزاحمت برای خانواده

جملات نمونه

inconveniencing others is not my intention.

ایجاد مزاحمت برای دیگران مقصود من نیست.

he apologized for inconveniencing his colleagues.

او برای ایجاد مزاحمت برای همکارانش عذرخواهی کرد.

inconveniencing customers can harm the business.

ایجاد مزاحمت برای مشتریان می تواند به کسب و کار آسیب برساند.

she felt bad about inconveniencing her friends.

او از ایجاد مزاحمت برای دوستانش ناراحت بود.

we should avoid inconveniencing our neighbors.

ما باید از ایجاد مزاحمت برای همسایگان خود اجتناب کنیم.

inconveniencing others can lead to misunderstandings.

ایجاد مزاحمت برای دیگران می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he tried to minimize inconveniencing his family.

او سعی کرد ایجاد مزاحمت برای خانواده‌اش را به حداقل برساند.

inconveniencing guests is not acceptable in hospitality.

ایجاد مزاحمت برای مهمانان در صنعت مهمان‌داری قابل قبول نیست.

they were concerned about inconveniencing the event organizers.

آنها نگران ایجاد مزاحمت برای برگزارکنندگان رویداد بودند.

avoid inconveniencing others during the holiday season.

در طول تعطیلات از ایجاد مزاحمت برای دیگران خودداری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید