inconveniencing others
ایجاد مزاحمت برای دیگران
inconveniencing myself
ایجاد مزاحمت برای خودم
inconveniencing customers
ایجاد مزاحمت برای مشتریان
inconveniencing everyone
ایجاد مزاحمت برای همه
inconveniencing friends
ایجاد مزاحمت برای دوستان
inconveniencing staff
ایجاد مزاحمت برای کارکنان
inconveniencing guests
ایجاد مزاحمت برای مهمانان
inconveniencing colleagues
ایجاد مزاحمت برای همکاران
inconveniencing clients
ایجاد مزاحمت برای مشتریان
inconveniencing family
ایجاد مزاحمت برای خانواده
inconveniencing others is not my intention.
ایجاد مزاحمت برای دیگران مقصود من نیست.
he apologized for inconveniencing his colleagues.
او برای ایجاد مزاحمت برای همکارانش عذرخواهی کرد.
inconveniencing customers can harm the business.
ایجاد مزاحمت برای مشتریان می تواند به کسب و کار آسیب برساند.
she felt bad about inconveniencing her friends.
او از ایجاد مزاحمت برای دوستانش ناراحت بود.
we should avoid inconveniencing our neighbors.
ما باید از ایجاد مزاحمت برای همسایگان خود اجتناب کنیم.
inconveniencing others can lead to misunderstandings.
ایجاد مزاحمت برای دیگران می تواند منجر به سوء تفاهم شود.
he tried to minimize inconveniencing his family.
او سعی کرد ایجاد مزاحمت برای خانوادهاش را به حداقل برساند.
inconveniencing guests is not acceptable in hospitality.
ایجاد مزاحمت برای مهمانان در صنعت مهمانداری قابل قبول نیست.
they were concerned about inconveniencing the event organizers.
آنها نگران ایجاد مزاحمت برای برگزارکنندگان رویداد بودند.
avoid inconveniencing others during the holiday season.
در طول تعطیلات از ایجاد مزاحمت برای دیگران خودداری کنید.
inconveniencing others
ایجاد مزاحمت برای دیگران
inconveniencing myself
ایجاد مزاحمت برای خودم
inconveniencing customers
ایجاد مزاحمت برای مشتریان
inconveniencing everyone
ایجاد مزاحمت برای همه
inconveniencing friends
ایجاد مزاحمت برای دوستان
inconveniencing staff
ایجاد مزاحمت برای کارکنان
inconveniencing guests
ایجاد مزاحمت برای مهمانان
inconveniencing colleagues
ایجاد مزاحمت برای همکاران
inconveniencing clients
ایجاد مزاحمت برای مشتریان
inconveniencing family
ایجاد مزاحمت برای خانواده
inconveniencing others is not my intention.
ایجاد مزاحمت برای دیگران مقصود من نیست.
he apologized for inconveniencing his colleagues.
او برای ایجاد مزاحمت برای همکارانش عذرخواهی کرد.
inconveniencing customers can harm the business.
ایجاد مزاحمت برای مشتریان می تواند به کسب و کار آسیب برساند.
she felt bad about inconveniencing her friends.
او از ایجاد مزاحمت برای دوستانش ناراحت بود.
we should avoid inconveniencing our neighbors.
ما باید از ایجاد مزاحمت برای همسایگان خود اجتناب کنیم.
inconveniencing others can lead to misunderstandings.
ایجاد مزاحمت برای دیگران می تواند منجر به سوء تفاهم شود.
he tried to minimize inconveniencing his family.
او سعی کرد ایجاد مزاحمت برای خانوادهاش را به حداقل برساند.
inconveniencing guests is not acceptable in hospitality.
ایجاد مزاحمت برای مهمانان در صنعت مهمانداری قابل قبول نیست.
they were concerned about inconveniencing the event organizers.
آنها نگران ایجاد مزاحمت برای برگزارکنندگان رویداد بودند.
avoid inconveniencing others during the holiday season.
در طول تعطیلات از ایجاد مزاحمت برای دیگران خودداری کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید