This thesis studies the incredulity toward metanarratives in Pynchon"s Vineland.
این پایاننامه به بررسی بیاعتمادی نسبت به روایتهای متا در رمان وینلند پینچون میپردازد.
He stared at her in incredulity.
او با ناباوری به او خیره شد.
Her story was met with incredulity by the audience.
داستان او با ناباوری از سوی مخاطبان مورد استقبال قرار گرفت.
The news was received with incredulity by the public.
این خبر با ناباوری از سوی مردم دریافت شد.
His claims were met with incredulity by his colleagues.
ادعاهای او با ناباوری از سوی همکارانش مورد استقبال قرار گرفت.
Incredulity spread through the crowd as the truth was revealed.
همانطور که حقیقت آشکار شد، ناباوری در میان جمعیت گسترش یافت.
The scientist's findings were initially met with incredulity.
در ابتدا، یافتههای دانشمند با ناباوری مورد استقبال قرار گرفت.
The jury listened in incredulity as the defendant told his story.
هیئت منصفه با ناباوری به داستان متهم گوش داد.
The proposal was met with incredulity by the board members.
پیشنهاد با ناباوری از سوی اعضای هیئت مدیره مورد استقبال قرار گرفت.
Her success was met with incredulity by her critics.
موفقیت او با ناباوری از سوی منتقدانش مورد استقبال قرار گرفت.
The politician's promises were met with incredulity by the voters.
وعدههای سیاستمدار با ناباوری از سوی رایدهندگان مورد استقبال قرار گرفت.
This thesis studies the incredulity toward metanarratives in Pynchon"s Vineland.
این پایاننامه به بررسی بیاعتمادی نسبت به روایتهای متا در رمان وینلند پینچون میپردازد.
He stared at her in incredulity.
او با ناباوری به او خیره شد.
Her story was met with incredulity by the audience.
داستان او با ناباوری از سوی مخاطبان مورد استقبال قرار گرفت.
The news was received with incredulity by the public.
این خبر با ناباوری از سوی مردم دریافت شد.
His claims were met with incredulity by his colleagues.
ادعاهای او با ناباوری از سوی همکارانش مورد استقبال قرار گرفت.
Incredulity spread through the crowd as the truth was revealed.
همانطور که حقیقت آشکار شد، ناباوری در میان جمعیت گسترش یافت.
The scientist's findings were initially met with incredulity.
در ابتدا، یافتههای دانشمند با ناباوری مورد استقبال قرار گرفت.
The jury listened in incredulity as the defendant told his story.
هیئت منصفه با ناباوری به داستان متهم گوش داد.
The proposal was met with incredulity by the board members.
پیشنهاد با ناباوری از سوی اعضای هیئت مدیره مورد استقبال قرار گرفت.
Her success was met with incredulity by her critics.
موفقیت او با ناباوری از سوی منتقدانش مورد استقبال قرار گرفت.
The politician's promises were met with incredulity by the voters.
وعدههای سیاستمدار با ناباوری از سوی رایدهندگان مورد استقبال قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید