inculpating

[ایالات متحده]/ɪnˈkʌlpeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈkʌlpeɪtɪŋ/

ترجمه

v. نشان دادن کسی به عنوان گناهکار؛ مسئول دانستن کسی برای یک جرم

عبارات و ترکیب‌ها

inculpating evidence

شهادت تأیید کننده

inculpating statement

اظهارات تأیید کننده

inculpating remarks

نظرات تأیید کننده

inculpating witness

شهود تأیید کننده

inculpating documents

مدارک تأیید کننده

inculpating testimony

شهادت تأیید کننده

inculpating accusations

اتهامات تأیید کننده

inculpating facts

حقایق تأیید کننده

inculpating proof

اثبات تأیید کننده

inculpating claims

ادعاهای تأیید کننده

جملات نمونه

the evidence is inculpating the suspect in the crime.

شواهد نشان‌دهنده دخالت مظنون در جرم است.

the witness provided a statement inculpating the defendant.

شهادت شاهد، متهم را دخیل می‌دانست.

inculpating someone without proof is unethical.

اتهام زدن کسی بدون مدرک غیراخلاقی است.

the investigation is inculpating several key figures in the scandal.

تحقیقات، چندین چهره کلیدی را در رسوایی دخیل نشان می‌دهد.

his confession was seen as inculpating his accomplice.

اعتراف او به عنوان دخالت در جرم همدستش تلقی می‌شد.

there are documents inculpating the company in illegal activities.

مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد شرکت در فعالیت‌های غیرقانونی دخالت داشته است.

inculpating evidence was presented during the trial.

شواهد دخیل در دادگاه ارائه شد.

the lawyer argued that the evidence was not inculpating.

وکیل استدلال کرد که شواهد دخیل نیستند.

inculpating statements can lead to serious consequences.

اظهارات دخیل می‌توانند منجر به عواقب جدی شوند.

the report includes several inculpating details about the incident.

گزارش شامل جزئیات دخیل متعددی در مورد حادثه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید