exonerating

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɒn.ə.reɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɑː.nə.reɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری exonerate، به معنای آزاد کردن از سرزنش یا اشتباه

عبارات و ترکیب‌ها

exonerating evidence

شهادت بی‌گناه‌کننده

exonerating circumstances

شرایط بی‌گناه‌کننده

exonerating testimony

شهادت بی‌گناه‌کننده

exonerating factors

عوامل بی‌گناه‌کننده

exonerating documents

مدارک بی‌گناه‌کننده

exonerating ruling

حکم بی‌گناه‌کننده

exonerating findings

یافته‌های بی‌گناه‌کننده

exonerating statements

اظهارات بی‌گناه‌کننده

exonerating appeal

کفایت بی‌گناه‌کننده

exonerating analysis

تجزیه و تحلیل بی‌گناه‌کننده

جملات نمونه

the evidence was exonerating for the accused.

شواهد تبرئه کننده برای متهم بود.

her testimony was crucial in exonerating him.

شهادت او در تبرئه او بسیار مهم بود.

the new findings are exonerating the researchers.

یافته های جدید محققان را تبرئه می کند.

they presented exonerating evidence in court.

آنها مدارک تبرئه کننده را در دادگاه ارائه دادند.

the investigation concluded with exonerating results.

تحقیقات با نتایج تبرئه کننده به پایان رسید.

exonerating documents were submitted to the judge.

مدارک تبرئه کننده به قاضی ارائه شد.

he felt relieved after receiving the exonerating news.

او بعد از دریافت خبر تبرئه کننده احساس راحتی کرد.

the exonerating report changed the course of the trial.

گزارش تبرئه کننده روند دادگاه را تغییر داد.

she worked tirelessly to find exonerating evidence.

او به طور خستگی ناپذیر برای یافتن مدارک تبرئه کننده تلاش کرد.

his alibi was exonerating and proved his innocence.

مدعای او تبرئه کننده بود و بیگناهی او را ثابت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید