incurvations

[ایالات متحده]/ɪnˌkɜːvəˈʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˌkɜrvəˈʃənz/

ترجمه

n. اشکال منحنی یا خمیده

عبارات و ترکیب‌ها

sharp incurvations

خندق‌های تیز

gentle incurvations

خندق‌های ملایم

deep incurvations

خندق‌های عمیق

smooth incurvations

خندق‌های صاف

irregular incurvations

خندق‌های نامنظم

complex incurvations

خندق‌های پیچیده

subtle incurvations

خندق‌های ظریف

pronounced incurvations

خندق‌های برجسته

gradual incurvations

خندق‌های تدریجی

variable incurvations

خندق‌های متغیر

جملات نمونه

the tree has beautiful incurvations in its branches.

درخت دارای فرورفتگی‌های زیبا در شاخه‌های خود است.

the artist emphasized the incurvations in the sculpture.

هنرمند بر فرورفتگی‌ها در مجسمه تأکید کرد.

incurvations can create interesting shadows in photography.

فرورفتگی‌ها می‌توانند سایه‌های جالبی در عکاسی ایجاد کنند.

the architect designed the building with smooth incurvations.

معمار ساختمان را با فرورفتگی‌های صاف طراحی کرد.

incurvations in the landscape add to its beauty.

فرورفتگی‌ها در منظره به زیبایی آن می‌افزایند.

she noticed the incurvations in the fabric while sewing.

او هنگام دوختن، فرورفتگی‌ها را در پارچه متوجه شد.

the design features elegant incurvations throughout.

طراحی دارای فرورفتگی‌های ظریف در سراسر است.

incurvations in the road can affect driving conditions.

فرورفتگی‌ها در جاده می‌تواند بر شرایط رانندگی تأثیر بگذارد.

he studied the incurvations of the coastline in detail.

او جزئیات خط ساحلی را با فرورفتگی‌های آن مطالعه کرد.

incurvations in the surface create a unique texture.

فرورفتگی‌ها در سطح بافت منحصربه‌فردی ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید