indexability

[ایالات متحده]/ˌɪndeksəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌɪnˌdɛksəˈbɪləti/

ترجمه

n. ویژگی یا خاصیت قابل فهرست‌شدن؛ قابلیتی برای فهرست‌شدن به منظور جستجو و بازیابی کارآمد.

جملات نمونه

database indexability greatly affects query performance.

اثرپذیری پایگاه داده به شدت بر عملکرد پرس و جو تأثیر می‌گذارد.

good indexability is essential for large-scale data retrieval.

اثرپذیری خوب برای بازیابی داده در مقیاس بزرگ ضروری است.

we need to improve the indexability of our search engine.

ما باید اثرپذیری موتور جستجوی خود را بهبود بخشیم.

the indexability of this dataset is quite poor due to its unstructured nature.

اثرپذیری این مجموعه داده به دلیل ماهیت غیرساختار یافته آن بسیار ضعیف است.

proper indexing directly impacts the indexability of information.

ایندکس‌گذاری مناسب به طور مستقیم بر اثرپذیری اطلاعات تأثیر می‌گذارد.

file indexability varies depending on the format and metadata.

اثرپذیری فایل بسته به فرمت و فراداده متفاوت است.

cloud storage solutions often prioritize indexability features.

راه حل‌های ذخیره ابری اغلب بر ویژگی‌های اثرپذیری اولویت می‌دهند.

the indexability of web pages is crucial for seo rankings.

اثرپذیری صفحات وب برای رتبه‌بندی سئو بسیار مهم است.

data scientists focus on improving indexability for faster analysis.

دانشمندان داده بر بهبود اثرپذیری برای تجزیه و تحلیل سریع‌تر تمرکز می‌کنند.

the system's indexability determines how quickly users can find information.

اثرپذیری سیستم تعیین می‌کند که کاربران چقدر سریع می‌توانند اطلاعات را پیدا کنند.

automatic indexability tools have revolutionized document management.

ابزارهای خودکار اثرپذیری انقلابی در مدیریت اسناد ایجاد کرده‌اند.

poor indexability leads to frustrated users and lost productivity.

اثرپذیری ضعیف منجر به کاربران ناامید و کاهش بهره‌وری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید